Nairika
فقط او را صدا کردم ،نیامد ....تمام شب دعا کردم ... نیامد... به من میگفت باید باوفا بود.... به عهدش هم وفا کردم ... نیامد..
Nairika
چه بی تابانه می خواهمت. ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری ..
Nairika
نمی دانم چه کسی قلبم را لگد کوب کرد و رفت........ یا شاید,نرفت...*
Nairika
با دفتر شـعر من نه ... ، قـرآن خـودت..... من کفر خودم ، تو هم به ایمان خودت..... حـالا که خـدای دسـتـگیـری داری ....یک جمله فقط دعا م کن ، جان خودت ...
Nairika
امــشب بــه میــهمانی تــو می آیــم.. نــه چشــمان فریــبنده ات و نــه لبــان تبــدارت را میــخــواهــم.... مــرا آغــوشــی بــه وســعت دســتانت کافــی ســت ... دلــم گــرفــته ... غــم هــایم را بــغل کــن ..
Nairika
بگذار باران شانه هایت را تر کند... چتر را بهانه ی ندیدن آسمان، نکن ....من نیز سر به روی شانه های خدا گاهگاه می بارم ....بگذار خدا هم اگر دلگرفته بود روی شانه های تو حساب کند...
Nairika
خدایا"برای..... تنوع ......هم که شده ......گاهی باش ...