سپهر
اگه قرار باشه بین موندن در کنار تو و رفتن به بهشت یکی رو انتخاب کنم تو رو انتخاب میکنم چون بی تو بهشت برین زندان من است
سپهر
ﻗﺮﺑﻮﻥ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﺎ ﺑﺮﻡ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻧﻮﻩ ﻫﺎﺷﻮﻧﻮ ﺻﺪﺍ ﮐﻨﻦ ﺍﺯ ﺍﺳﻢ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﺗﺎ ﺑﻘﺎﻝ ﺳﺮ ﮐﻮﭼﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻣﯿﮕﻦ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ﺻﺪﺍﺵ ﮐﻨﻦ
سپهر
دو شکارچی اهل نیوجرسی برای شکار به جنگل رفته بودند که یکی از آنها زمین خورد. به نظر میرسید که نفس نمیکشد، چشمهایش هم سفید شده بود. شکارچی دیگر با تلفن همراه خود به اورژانس زنگ زد و بریده بریده گفت: «دوستم مرده. حالا چهکار کنم؟» اپراتور اورژانس با خونسردی جواب داد: «فقط آرام باشید. من میتوانم به شما کمک کنم. بیایید اول مطمئن شویم که دوستتان مرده است.» بعد از لحظهای سکوت، صدای شلیک گلوله به گوش رسید؛ سپس صدای فرد پشت تلفن دوباره شنیده شد: «خب، حالا چه کار کنم؟»
سپهر
خیالی نیست من با تاریکی مدارا میکنم خدا تو را پشت قرص ماه برای من نگهداشته . . باید تقویم ورق بخورد روزها از سالها بگذرند تا... تو بیایی بیایی و به مخمل مات شبهایم ستاره بپاشی ...
سپهر
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ، تا فردا بود.............!!
سپهر
یه قانونی هست که میگه : یه مریضی میگیری که از هر یک میلیون نفر یه نفر اونو میگیره ! اما تو قرعه کشی بانک بین دونفر هم که باشه تو برنده نمیشی !
سپهر
عاشقم کردی و گفتی که عاشقان دیوانه اند / عاقبت عاشق شدی ، دیدی که خود دیوانه ای . . . !؟
سپهر
فاصله ی تابش خود را بر دیگران تنظیم کن ... خداوند خورشید را در جایی نهاده که گرم کند ولی نسوزاند

14 سال و 8 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 38 دقيقه قبل