سپهر
من ته کوچه دلتنگی خود کوچه باغی دارم که پر از سیب وانارست هنوز در پس باغ دلم رازها پنهان است راز صد دانه انار راز یک روز بزرگ من ته کوچه دلتنگی خود یه قراری دارم که پراز دلهره است طعم آن دلهره شیرین را فقط آن سیب قشنگ میداند .
سپهر
مثل كبريت كشيدن در باد" ديدنت دشوار است.من كه به معجزه عشق ايمان دارم ميكشم آخرين دانه كبريتم را در باد. هرچه باداباد
سپهر
تو مپندار كه از ياد تورا خواهم برد.من بدون تو به يك پلك زدن خواهم مرد
سپهر
بگذار تمام راههایی که با ترحم باز میشوند بسته بمانند من ماندن شجاعانه را ترجیح میدهم
سپهر
رهایم مکن. دور باش ولی٬ خط نگاهم را رها مکن که این خطوط مضطرب٬ رهایم نمی کنند
سپهر
شب را دوستـــ ــ ـ دارم ...! چرا که در تاریکـــ ـی .. چهره ها مشخــــــ ـص نیست !! و هر لحظــــــــ ـه .. این امیـــــ ـد .. در درونــــــ ــم ریشه می زند ... که آمده ای .. ولی من ندیده ام!
سپهر
از گناه تنفر داشته باش نه از گناهكار . گاندی
سپهر
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟ ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم... دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟ ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود !!! به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود... ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم ...! دوستش کنجکاوانه پرسید : دیگه چرا ؟ ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم !!! هیچ کس کامل نیست
سپهر
سلام دوستان امودم ولی دیر
سپهر
در زندگی تان! نقش نیشهای مار " ماروپله" را بازی نکنید... شاید دیگر توان دوباره بالا آمدن از نردبان را نداشته باشد، همان کس که به شما اعتماد کرده بود ..
سپهر
پادشاه یونان به کوروش گفت: شما برای پول میجنگید اما ما برای شرف .کوروش پاسخ داد: هرکس برای نداشته هایش میجنگد
سپهر
خدای من؛ دستانت که مال من باشند؛ هیچ کس مرا دست کم نمی گیرد