سپهر
اگرچه نازنینان را وفا نیست ، گلستانی چو باغ آشنا نیست ، اگر بر اوج آسمان هم پا گذارم ، دلم یک لحظه از یادت جدا نیست .
سپهر
اون کسی رو که دوست داری هر چند وقت یکبار بهش یاد آوری کن ، تا فراموشی نکنه قلب براش می تپه ، و این یک یاد آوریست . (شکسپیر
سپهر
قرنهاست جستجوگر آدم هستم تا لذت خوردن یک سیب سرخ را با او تجربه کنم قرنهاست ...! مشکل از من نیست نه من.... نه سیب سرخ نه شیطان تو نایاب شدی آدم..
سپهر
از کویر آمدهام چشمم از خاطره ریگ پُر است ابر من باش و دلم را بتکان
سپهر
زندگی درک همین امروز است ، ظرف دیروز پر از بودن توست ، شاید این خنده که امروز دریغ کردی ، آخرین فرصت همراهی ماست
سپهر
همیشه تلخ ترین لحظه ها را کسی میسازد که قشنگ ترین لحظه ها را با او باور داشتی . . .
سپهر
تو همان ساده سرسبز نجيبي که / خدا در ميان دل پاکت ، صدف آينه کاشت . . .
سپهر
خواهم که سري باشم ، تو تاج سرم باشي / تا خاک رهي باشم ، تو رهگذرم باشي . . .
سپهر
به نظر من جامعه انسانی یعنی مجموع انسان هایی که در یک محیط هستند و با هم در ارتباط هستند و بودن و نبودنشان جدیداً تاثیری در زندگیشان ندارد
سپهر
شیشه نازک احساس مرا دست نزن// چندشم می شود از لکه انگشت دروغ
سپهر
پاکن هایی ز پاکی داشتیم، یک تراش سرخ لاکی داشتیم،کاش میشد باز کوچک میشدیم، لااقل یک روز کودک میشدیم،ای دبستانی ترین احساس من،بازگرد این مشقها رو خط بزن
سپهر
پشتــــ این بــغـــض... بیدی شکسته ... که خیــال می کرد... بـــا این بادها نمی لـــرزد