سپهر
میروم دیگر شاید شما یادم کنید... من که رفتم این غزل ها را شما دفتر کنید... میروم تا دل نبندم دل به خوبی هایتان... باز هم دل بستم و زخمی شدم باور کنید...
سپهر
درنبودباران،،،عاشقانه دانه های شبنم، علف ها راسیراب کردند، اما آن روزکه باران بارید شبنمها چه نامهربانانه دیده نشدند..
سپهر
شیشه می شکند و زندگی می گذرد. نوروز می اید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنی است پس دوستت دارم چه شیشه باشم چه اسیر سرنوشت نوروز ۹۱ مبارک
سپهر
دراين شهرصداى پاى مردمى است كه همچنان كه تو را در آغوش میگیرند! طناب دار تو را مى بافند،مردمى كه صادقانه دروغ مى گويند و خالصانه به توخيانت میکنند،در این شهر هرچه تنهاتر باشی بهتر است!!
سپهر
ديگر تنهايی ام را باكسی قسمت نخواهم كرد ... يك بار قسمت كردم ، چندين برابر شد...
سپهر
هر قدم از تو دور بشم ، یه قطره اشک رو گونمه... اونقدر از تو دور بشم ، که دنیا رو آب ببره
سپهر
میگویند شکستنی رفع بلاست ، ای دل تحمل کن شاید حکمتی است
سپهر
به همان قدر که چشم تو پر از زیبایی است ، بی تو دنیای من ای دوست پر از "تنهایی" است
سپهر
در حسرت دیدار تو ام گفتم تا بدانی / از من تا تو صد سال راه است و جدایی / حال شب است و غم و "تنهایی" / افسوس که نیست برایمان هیچ راه وصالی

14 سال و 5 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 13 دقيقه قبل
14 سال و 5 ماه و 18 روز و 12 ساعت و 1 دقيقه قبل