فرهاد
دختر خالم به بچش واسه اينكه شيريني زياد نخوره دندوناش خراب نشه گفته شيريني ها رو شمردم يدونش كم بشه ميزنمت. بچه هم وقتي همه خواب بودن رفته همه شيريني ها رو نصفه گاز زده كه تعدادش كم نشه! استعدادت تو حلقم!
فرهاد
قسمتي از دفترچه تلفن غضنفر : - آباس - اسخر - موسن - جفر - ريزا - گاسم - گربون - ممد تخي - اذيذ مادر چريم آگا - کاذوم -- خت سابتش - کاذوم -- ايرانصلش - هوسين دايو - آبدولا امه - سادخ ماهومد...
فرهاد
دیشب به قلبم گفتم: شبها خواب به چشمِ من نمیآید قلبم گفت:. . . . . . . از بس که بعد از ظهرها میخوابی، بیخودی ادای عاشقارو در نیار !
فرهاد
یه دوست پسرم نداریم . . . . . . . . . . . همون بهتر که تو این اوضاع اقتصادی نداریم روز مرد نزدیکه ...
فرهاد
پسر خالم بساز بفروشه یه بار زمستون که برف میومد رفته بودم سر ساختمونش کارش داشتم . اونجا تو ماشین منتظر بودم که بیاد یه دفعه دیدم یکی از طبقه دوم ساختمونی که داشت میساخت پرت شد بیرون افتاد رو برفا . اومدم بیرون ببینم چی شد دیدم اونی که پرت شد بیرون بلند شده داره لباسشو میتکونه بعد که تکوند داد زد : آیییییییییییییی جعفررررررررررررررررررررررر دیگه سر ناهار با من از این شوخیا نکن . منم که هم خنده ام گرفته بود هم شاخ درآورده بودم پیش خودم گفتم : بسم اله ، یعنی این شوخی سر ناهار ایناست ؟!
فرهاد
بابات از تو چشات میخونه چه گندی زدی ولی وقتی پول نداری به ۱۷ زبون زنده ی دنیا هم بگی متوجه نیست !
فرهاد
ای همیشگی من همیشه به یادتم...............
فرهاد
ادبیات آقایون هنگام زمین خوردم خانوم ها:
دوران نامزدی:
الهی بمیرم چیزیت که نشد
1سال بعدازدواج:
عزیزم بیشترمواظب باش
3سال بعد ازدواج
مگه کوری جلوپاتونگاه کن
5سال بعدازدواج:
آخیش دلم خنک شد
فرهاد
یارو توی کوه داشته قدم میزده یه زمرد پیدا کرده به وزن یازده و نیم کیلوگرم! اونوخ دوست من یه بیست و پنج تومنی توی خیابون دیده خم شده ورداره شلوارش جر خورد!!
فرهاد
[!]بوک میپرسه داری به چی فکر میکنی... توییتر میپرسه داری چی کار میکنی... فور اسکوئر میپرسه کجایی... پلاس میپرسه چی شده جدیدا... اینترنت داره تبدیل به یه دوس دختر سمج میشه!!
فرهاد
نوشتن همیشه کنارِ هم چیدنِ " ن - و - ش - ت - ن " نیس. گاهی فرار از در بندِ جملاتِ گفتنی ، قرار گرفتنِ. خلاصه کردنِ یه عالمه فریادُ سکوت ، میــونِ همین پنج حرف. جالب اینه که پشتِ این همه اسمایلی ُ لغتُ علائم نگارشیِ "محدود" ، گاهی واقعن هیچکس نیس که بفهمه ، تو چشمات چی می گذره...!

14 سال و 4 ماه و 3 روز و 16 ساعت و 53 دقيقه قبل توسط موبایل