فرهاد
ادم پت باشه ولی یه رفیق واقعی مثل مت داشته باشه والا بخدا...
فرهاد
ما زمان زيادی صرف می کنيم تا کسی را برای دوست داشتن پيدا کنيم يا خطای کسانی را که دوست داريم بگيريم.اما چه خوب می شد اگر اين زمان را برای بيشتر محبت کردن صرف می کرديم.
فرهاد
یک کلمه محبت آمیز می تواند همه زمستان انسان را گرم کند.
فرهاد
آدما مثه خورشیدن باید فاصله تو ازشون حفظ کنی به حدی حفظ کنی که: نه بسوزی نه ذوب شی فقط گرم شی...
فرهاد
With you I’m feeling alive Ooooooo… با تو احساس می کنم زندم
فرهاد
فکر کنم به بوی عطر تو حساسیت دارم، همین که در ذهنم می پیچد از چشم اشک می آید
فرهاد
معنائی در کلمات نیست ... در "سکوتی" است که بین آنهاست ... کلمات دانسته ها را در بر می گیرند اما کیست جز سکوت که سهم ما را از نادانسته ها بیان کند ؟!
فرهاد
شاعر ميگه: زن زيبا بود در اين زمونه بلا درجايي ديگر: بلا اي بلا دختر مردم. در جايي ديگر: بلا ملا بلا بلا بلا...ميخرم واست طلا ملا نتيجه: شاعر نداريم كه يه مشت خانوم باز داريم
فرهاد
خودم گفتم یه راه رفتنی هست ..خودم گفتم ولی باور نکردم دارم میرم که تو فکرم بمونی ...دارم میرم دعا کن برنگردم
فرهاد
سوتی های باحال شما -- اعتراف میکنم دوم دبیرستان بودم,دوست خواهرم میومد خونمون,خیلی ازش خوشم اومده بود ولی به کسی نگفته بودم,یه شب تو خواب بلند میگفتم مستاااااااااانه ,مستانههههههههه,از شانس بد من ,همون موقع یکی صدامو میشنوه,وبعد تک تک همو صدامیزنن....الان بعد از چندسالم هرموقع مستانه میخواد بیاد خونمون,من قبلش از خونه میزنم بیرون.(اگه بی مزه ست به بزرگواری خودتون ببخشین)یه بار تو دستشویی رستوران بین راهی که خیلی کثیف بود آمدم پاستوریزه بازی در بیارم، شلنگو با دستمال گرفتم، وقتی پا شدم حواسم نبود دستمالو گذاشتم تو جییم، یهو فهمیدم آمدم درش بیارم کلیدام باهاش اومد افتاد گوشه دستشویی، آمدم اونو بردارم عینک دودی 250 تومنی از یقه پیرهنم افتاد تو چاه! یعنی تا وسایلمو جمع کردم و عینکو در آوردم سرتاپام شد گهِ بین راهی!
فرهاد
یادم میاد بچه که بودم بعضی وقت ها یواشکی بابامو نگاه می کردیم که ساعت ها با دست مشغول جمع کردن آشغال های ریزی بود که روی فرش ریخته شده بود من حسابی به این کارش می خندیدم چون می گفتم ما که هم جارو داریم هم جارو برقی. چند روز پیش که حسابی داشتم با خودم فکر میکردم که چه جوری مشکلاتم رو حل کنم یهو به خودم اومد دیدم که یک عالمه آشغال از روی فرش جلوی خودم جمع کردم.....!