فرهاد
التماس غضنفر به عابر بانک : جان مادرت غلط کردم.پول نمیخوام گواهیناممو بده
فرهاد
به یارو میگن دیشب زنتو بردیم باغمون ... میگه: شما هم ۴ تا درخت دارین هی میگید باغمون باغمون.
فرهاد
پسرک چوبی عاشق دختر کبریتی شده بود و خیلی هم دوستش داشت . از هیکل قشنگش خوشش می اومد و با خودش فکر میکرد که اون چه پر شور و حرارته . ولی مگه ممکنه یه شعله برای یه تیکه چوب و یه کبریت روشن بمونه ؟ آخرش این شعله کار خودش رو می کنه . همونطور که پسرک قصه ما رو سوزوند .
فرهاد
دل من دیگه خطا نکن با غریبه ها وفا نکن زندگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من تا به کی سراپا حقیقتی؟ تا به کی خراب محبّتی؟ دلم گرفته.دلم می خواد زار بزنم
فرهاد
خانمی به آشپز خانه رفت و دید همسرش با یک مگس کش اینطرف و آنطرف میچرخد. پرسید : چیکار میکنی؟ همسرش پاسخ داد : مگس شکار میکنم! آه چند تا کشتی؟ پنج تا، سه مذکر و دو مونث!! همسرش با تحیر پرسید : چجوری جنسیتشونو فهمیدی؟ شوهرش گفت : آخه سه تاشون روی شیشه خالی آبجو بودن و دو تا روی تلفن!!
فرهاد
تعدادی از محافظان قذافی كه همگی زنان جوان بودند گم شدهاند. از یابندگان تقاضا میشود شماره تلفن ما را به آنها بدهند تا همگی از نگرانی در بیاییم. (گروهی از انقلابیون جوان و مجرد لیبی)
فرهاد
به دانش آموزی گفتند:"دو حیوان دو زیست نام ببر؟" دانش آموز گفت:"قورباغه و برادرش."
فرهاد
اولی:"چرا سرت را توی قفس می کنی؟" دومی:"می خواهم خواب از سرم نپرد.."
فرهاد
دروغ نیست اگر بگویم که بی تو زنده مانی میکنم نه زنده گانی....
فرهاد
یه دوست معمولی گریه تو رو ندیده –یه دوست واقعی شونه هاش از اشکهای تو خیسه یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادرت رو نمیدونه ---یه دوست واقعی شماره اونا رو توی دفترش داره
فرهاد
دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است: 1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.