فرهاد
میدونی رابطه دوتا چشم چه جوریه؟ باهم پلک میزننن،باهم حرکت میکنند، باهم گریه میکنن، باهم میبینن وباهم میخوابن گرچه هرگز همدیگرو نمیبینن دوستی هم همین جوریه،زندگی بدون دوستی جهنمه این هفته،هفته بهترین دوسته. بهترین دوست توکیان؟ این رو برای همه ی دوستای خوبت بفرست حتی برای من؛البته اگه یکی ازاوناحساب میشم. ببین چندتا پس میگیری.اگه بیش از7تاگرفتی،پس واقعا محبوبی
فرهاد
من نه عاشقم و نه محتاج نگاهی که بغلزد بر من من خودمم و یه حس قریب که می ارزد به صد عشق و هوس....
فرهاد
وقتی ما دنبالرو داریم دیگه دنبال کی دنبال چی میگردیم که ناگفته هامون و دلتنگی هامون رو بهش بگیم ها.........!!؟؟
فرهاد
سلام بچه ها از ظهری که از دنبالر رفتم انگار واسم یه سال گذشته خیلی پکر بودم الان که اومدم اصلا روحم شاد.
فرهاد
خدای عشق تکرار خاطرات تو شعر مجسم است/ من هر چه می نویسم و می خوانمت کم است/ تو کیستی پیامبری یا خدای عشق/ هر آیه از کلام تو چون وحی ملزم است/ تردید در برابر چشمان تو خطاست / حکم نگاههای قشنگت مسلم است/ من می رسم به تو شاید، هنوز، نه/ آینده ام به لطف تو اینگونه مبهم است
فرهاد
بچه ها هر کی میخاد فالشو بگیرم ها زودی بیاد
فرهاد
دستانه خوبم من فرهاد هستم خواستم بگم من نه عاشقم و نه محتاج نگاهی که بغلزد بر من من خودمم با یک حس قریب که می ارزد بر صد عشق و هوس........
فرهاد
شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت که محب صادق آنست که پاکباز باشد به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
فرهاد
ه روز بهم گفت: «ميخوام باهات دوست باشم؛آخه ميدوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره ميدونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام» يه روز ديگه بهم گفت: «ميخوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه ميدوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره ميدونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام» .يه روز ديگه گفت: «ميخوام برم يه جاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي نباشه. بعد كه همه چيز روبراه شد تو هم بيا. آخه ميدوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره ميدونم.فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام». يه روز تو نامهش نوشت: «من اينجا يه دوست پيدا كردم. آخه ميدوني؟من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند كشيدم وزيرش نوشتم: «آره ميدونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام». يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت: «من قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم. آخه ميدوني؟ من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: «آره ميدونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام». حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلي خوشحالم و چيزي که بيشتر خوشحالم مي کنه اينه که نمي دونه من هنوز هم خيلي تنهام.
فرهاد
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است… دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد … دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند… دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد … دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد… دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد… دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد … دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد … دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست… دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده… دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده… دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است… دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است… دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است… دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است… دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است… دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست… دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند… دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست… دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است
فرهاد
با من بمان در لحضه های مستی,بامن بمان درثانیه های غم بامن در باغچه ارزوها قدم بزن .بامن بمان ای مهربان خدای من
فرهاد
نمی دونم این دم دمای سال جدید که میشه آدم دلش میگره...من که حسابی دلم گرفته شما چطور؟؟؟؟
فرهاد
تنها برخی از آدمها بـــــاران را احساس می کنند ! بقیه فقط خیس می شوند .......