Somayeh R
در بزرگراه زندگی، همواره "راهت" "راحت "نخواهد بود. هر "چاله ای" " چاره ای" به من آموخت. "دوباره" فکر کن فرصتها "دوبار" نمیشوند. "بکوش" و نا امیدی را "بکش". برای جلوگیری از "پس رفت" پس، باید "رفت".
♫♥ღ¸.ɧคņî .¸ღ♥♫
یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی قطار -کشتی و هواپیما: تا یک لقمه بیشتر بخورم… یادت هست؟ شدی خلبان-ملوان-لوکوموتیوران میگفتی بخور تا بزرگ بشی اقا شیره بشی… خانوم طلا بشی… و من عادت کردم هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم تا بزرگ شوم حتی بغض هایم را…!!!
♫♥ღ¸.ɧคņî .¸ღ♥♫
دارم یخ میزنم بی تو ...تا فرصت هست برگرد...

13 سال و 22 روز و 22 ساعت و 55 دقيقه قبل