farzad
بهم میگفت کسیو به غیر از من دوست نداره
farzad
امشب عشقش باطل شد؛خودم مهرشو زدم
farzad
عاشق شدم عذاب را فهمیدم؛رنجیدن و اظطراب را فهمیدم؛در چشم او عشق را ندیدم اما معنای دل کباب را فهمیدم
farzad
شرایط طوری شده که حتی ریفیقاتم برات تره خورد نمیکنن
farzad
به یادت هستم اما شاهدی ندارم جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت را به تکه پنیریمیفروشد!!!