دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فرزام

فرزام
مرد - مجرد
امتیاز: 519

دنبال‌شدگان

(43 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(85 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

farnaz.kh
89578_227.jpg farnaz.kh

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت/ دوشمان از حلقه هایش درد داشت /گرمی دستان ما از آه بود /برگ دفترها به رنگ کاه بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
farnaz.kh
89575_938.jpg farnaz.kh

با وجود سوز وسرمای شدید/ ریز علی پیراهن از تن میدرید/تا درون نیمکت جا میشدیم /ما پرازتصمیم کبری میشدیم/پاک کن هایی زپاکی داشتیم /یک تراش سرخ لاکی داشتیم/

این ارسال را بازنشر کرده است.
farnaz.kh
89571_174.jpg farnaz.kh

ای دبستانی ترین احساس من/خاطرات کودکی زیباترند/ یادگاران کهن مانا ترند /درس‌های سال اول ساده بود/ آب را بابا به سارا داده بود/درس پند آموز روباه وکلاغ/ روبه مکارو دزد دشت وباغ /روز مهمانی کوکب خانم است/ سفره پر از بوی نان گندم است...

این ارسال را بازنشر کرده است.
فرزام
فرزام

چه آشـــوبیست در دلـــم وقتــــی موهــــایت را پریشـــــان میــــکنی هــــزار لانه ســـــاخته اند گنجــــشکهای دلـــم لا به لای آنــــها ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
Hedie
Hedie

بعد از رفتنت هزار بهار هم ک بگذرد ، عاشق پاییزی هستم ک تو برایم ساختی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فرزام
فرزام

جناب حضرت نوح! با این حساب از توفان بزرگ به این زودی ها خبری نیست با انبوه درختی که شما بریدید چند کشتی کوچک بسازید برویم بر دریا خوش باشیم. برای غرق کردنمان وقت بسیار است. شمس لنگرودی

این ارسال را بازنشر کرده است.
فرزام
فرزام

@farnaz.kh و رد خونت راهی که راست به خانه ی خدا می رود...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نه زاهد بهر پاس دین ننوشد می، از آن ترسد ... که گردد آشکارا گاهِ مستی، کفر پنهانش ... !/ [یغمای جندقی]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
mohammad
mohammad

احرام بسته ای و حرامت نمی کنم....... دل داری و به کعبه ی دلدار می روی ..........باری خیال خود به پرستاریم گذار............ ای ناطبیب کز سر بیمار می روی ...........

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
mohammad
mohammad

نگران توام ........ای باروت...... ویرانم مکن.... ویران می‌شوی.......... شمس لنگرودی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فرزام
فرزام

حرفت را بر خود می كشم و گرم می شوم يخبندان چنان است كه دو پنگوئن در من راه می روند و سپاسم می گويند. شمس لنگرودی

این ارسال را بازنشر کرده است.
farnaz.kh
farnaz.kh

تنهایم ــ فرماندهی که لشگر خود را گم کرده است بر کرانه ی تاریک تاریک که بوی شغال می دهد. : شمس لنگرودی@aryan87

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
farnaz.kh
farnaz.kh

این دخدرایی که میرن خودشون رو برنز میکنن بعد ساپورت قرمز میپوشن من رو یاده انبردست میندازن

این ارسال را بازنشر کرده است.