باز نشرهای بی مورد و بی معنی اونم حرفهای خیلی معمولی یک فرد ...یا با مفهوم بازنشر اشنا نشدن یا اینکه قراردادی شده ...وقتی باز نشرهای کیلویی شروع میشه پناه میبرم به پروفایل خودم تا یک صفحه ی شلوغ و بی مفهومو نبینم ....خیلی حرکت زشت و مضحکیه باز نشر حرفهای معمولی ....
کنج گلویم قبرستانی است پرازاحساسهایی که زنده بگورشده اند، به نام بغض….” نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند،وآدمهائی که هرگز تکرارنمی شوند…. وتو آنگونه ای… فقط همین…
شبیـــه کســـی شده ام کــه پشتـــــــ دود سیگــارش با خود می گویــد : بایــد تـَرکـــــــ کنـــم ! ســیگــار را... خانــــه را... زندگـــی را... و باز پُــکــی دیگــــر می زند.
چـه کسی می گویــد: جـاذبـه رو به زمیـن استـــ ؟ مـن کسانــی را دیـــدم، فـارغ از هــر کششــی، رفتـه انـد تـا بـالا . . تـا اوج . . . جــاذبه رو به خـــداستـــــــ . . .