هذيان با آيينه
عاشق دستاني هستم كه بي توقع مرا نوازش ميكند
هذيان با آيينه
همه زندگي مثل يك خواب بدون تكرار است كه گاهي بايد بيدار بود
هذيان با آيينه
وقتي ميداني اميدي به فردا نيست امروزرا براي مهرباني از كف نده
ماندانا
عشق یعنی با تو خواندن از جنون *عشق یعنی سوختنها از درون* عشق یعنی سوختن تا ساختن* عشق یعنی عقل و دین را باختن *عشق یعنی دل تراشیدن ز گل *عشق یعنی گم شدن در باغ دل
ماندانا
عشق يعني اين كه بدوني نميشه اما نتوني تركش كني
ماندانا
عشق يعني گم شدن در كوي دوست *عشق يعني هرچه در دل آرزوست *عشق يعني يك تبسم يك نگاه *عشق يعني تكيه گاه و جان پناه*عشق يعني يك تيمم يك نماز
هذيان با آيينه
كاش مي شد همه لحظه هاي بي تو بودن را پاك كرد زندگي فقط باتو بودن بود و بس
هذيان با آيينه
عشق يعني ترس از دست دادن تو
هذيان با آيينه
تنها كسي قدر فردارا مي داند كه به تاشب ماندن اميد ندارد
هذيان با آيينه
اين روزها دستان مهربانت نوازشهاي بيدريغ و همراهي هايت . . يانه آن سكوت آرام نگاهت . . . . اين اميد بودن من شده
هذيان با آيينه
كاش ميدانستي وقتي غرورت را با دستانت مي پوشاني دلم چقدر براي ديدنت تنگ مي شود
هذيان با آيينه
بگذار با دستان لرزانم اشگ هاي گونه ات را برگيرم
هذيان با آيينه
هيچ كجا آرامش و امنيت آغوش مهربانت را ندارد . . . آغوشت رابگشاي آرامش ابديم آرزوست