✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
مــَعــمــولا آدَمــا از ایــنــکــه بــَعـد از مـَـرگ فــَـرامــوش بــِـشـــَـن وَحــشـــَـت دارَن,وَلـــی چــه ســَـخــته زِنـــده بـــاشـــیُ فــَــرامـــوش بـــِـشی . . .
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
لحظه ها خمیازه میکشند ..... انگار توان حرکت ندارند ..... عقربه های ساعت را به جلو کشیدم شاید لحظه دیدارمان نزدیک تر شود ... ولی افسوس زمان، نامرد تر از این حرفاست ...
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
باور کن... که دیگر باور نخواهم کرد عشق را... دیگر باور نمی کنم محبت را... و اگر باز گردی به تو نیز ثابت خواهم کرد...
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده ....
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
به كوری چشم تو هم كه باشد حالم خوب ِ خوب است اصلا هم دلم برایت تنگ نشده، حتی به ...تو فكر هم نمیكنم باران هم تو را دیگر به یاد من نمیآورد مثل همین حالا كه میبارد لابد حالا داری زیر باران قدم میزنی . . . . . . چترت را فراموش نكن ! لباس گرم را هم...
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
جواب يه حرفايي فقط يه نفس عميقه !
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
از من فاصله بگیر... هر بار که به من نزدیک می شوی... باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت! از من فاصله بگیر... خسته ام از امیدهای کوتاه...!
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
اگر نسیمی شانه هایت را نوازش کرد ، بدان آن هوای دل من است که به یادت می وزد !
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
بی خیال ، با تنهایی بیشتر رفیقم تا با تو,ای نارفیق هیچ خاطره ی خوشی ندارم از تو
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
دنیا اونقد کوچیکه که آدمایی رو که ازشون متنفری هر روز میبینی ولی اونقدر بزرگه که اونی که دلت می خواد رو هیچوقت نمیبینی …
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
من که به هیچ دردی نمیخورم … این دردها هستند که چپ و راست به من میخورند …
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
قهوه ی تلخ عشق را شکر می ریزیم,من هم می زنم,تو هم می زنی,ناگهان تقدیر … همه چیز را … بر هم می زند…