باران...
تازه ميفهمم بازيهاي کودکي حکمت داشت زوووووووو….. تمرين روزهاي نفس گير زندگي بود
باران...
يادمان باشد : « زندگي آنقدر ابدي نيست که خوبتر بودن را براي فردا بگذاريم »
باران...
سه ساله بود که پدرش شهيد شد... دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهميه قبول شده!!! ولي هيچوقت نفهميدند کلاس اول وقتي خواستند به او ياد بدهند که بنويسد «بابا!» يک هفته در تب ســـــــوخت.....
باران...
دلم يه نوشمك ميخواد ؛ قرمزه قرمــــــــــــــــز ! از اونا كه بچه ها همه ميگفتن « يخمك» ولي من قاطعانه نوشمك ميگفتمش ... از اونا كه مامانا دوست ندارن بچه ها بخورن ... ولي من دزدكي!! ... از اونا كه زبونت رو رنگ قرمز ميزنه و معلوم نيست چه بلايي به سر معده ت مياره ... اما مهم نيست! ... اونا كه سرديش دستاتو سر ميكنه ... اما ... اما بازم با تمام اينا يه طعم خاص داره .... طعم بـ ـچـ ـه گيت...
باران...
تـــــو هم اگــــــــــــــر عاشـــــــــــق باران بـــــودي . . شــــــــايد قـــــــــــيــــــــد همه چيز را ميــــــــــــزدي و چتــــــــــــر ميشــــــــــدي. .
باران...
آدمکــــــــــــــــــ مــراقب حرفهــــــايت، احـســـاســاتت، واکنشهــايت باش آخر آدمها خوب بلدند يک روزي ، يک جايي، يک جوري به رُخِت بکشند تمامت را...
باران...
اي آدمکــــــــــــــــــ مــراقب حرفهــــــايت، احـســـاســاتت، واکنشهــايت باش آخر آدمها خوب بلدند يک روزي ، يک جايي، يک جوري به رُخِت بکشند تمامت را...
باران...
خدايا! امروز كه پنجره اي براي تماشا و حنجره اي براي صدازدن فرشتگان ندارم اميدم به توست ... پس بي آنكه نامم را بپرسي و دفترهاي ديروزم را ورق بزني دوستم داشته باش..
باران...
آدما گاهي اوقــات گريــه ميکنن نه به خاطر اينکه ضعيف هستند بلکه به اين خاطر که بــراي مدت طولاني قوي بوده اند......
باران...
مامان! جانم؟ چرا داداشو از زير قرآن رد مي کني؟ براي اينکه ايشالا به سلامتي برگرده. مامان! جانم؟ بابا رو از زير قرآن رد نکرده بودي؟
باران...
خدايا! خورشيدت را به من قرض ميدهي ؟ از تو كه پنهان نيست سرزمين خيالم سالهاست يخ بسته است...
باران...
همــہ چيـز آرام اســتــــــ .. دل مـَـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـن استثنـــاســتـــــــــ ..
باران...
آنـقدر عاشقانـه زنـدگـي کن کـه اگــر رازهـايت فـاش شد..... بـغض دنـيـا بـشـکنـد....
باران...
هستند كساني كه بودنشان به ما ثابت ميكند كه تنهايي چه نعمت بزرگيست.....!
اول نگهش ميداشتم تا تورو پيدا کنم بعدم که پيدات کردم نگهش ميدارم تاازپيشم نري تنها شم خب نرو اه
14 سال و 4 ماه و 19 روز و 13 ساعت و 41 دقيقه قبل توسط موبایل