می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .*عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد * بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... *بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . *تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. *تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود *و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!*
دقت کردین عدم امنیت یعنی: . . . توی یه توالت باشی که فاصله سنگ توالتش تا در، بیش از ۱ متر باشه، درش قفل نداشته باشه، و رو به بیرون باز بشه، همش باید نیم خیز و آماده، مثل خط شروع دوی سرعت حالت بگیری
یکی از فانتزیام اینه که توی دانشگاه یکی از اساتید تهدیدم کنه که بهت صفر میدم بعد منم در حضور همه برم جلوش سرمو بکوبم به دیوار بگم : منو از نمره میترسونی ؟ من زندگیمو باختم استاد . . . برو از خدا بترس . . .
مورد داشتیم .... تو خیابونای سعادت اباد ناخودآگاه 2 تا دختر رو برق گرفته بی خود و بی دلیل والا بغرعان!!!!!!!!!!! شاهدان عینی ماجرا علت ماجرا را گیر کردن کیلیپس سر دخترا به دکل برق اعلام کردن !!!
@امیرخـــــان *(خانِ خاندان)@ - لب پنجره نشسته بودم یهویی دیدم یه هلیکوپتر اومد بالا ساختمونمون و یه مامور نیرو انتظامی با عملیات راپل اومد رو پشت بوم دیش ماهواره مونُ تنظیم کرد و رفت روحانی مُچکریم