دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علی
مرد - مجرد
امتیاز: 670

دنبال‌شدگان

(139 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(219 کاربر)

گروه‌ها

(39 گروه)

بازدید

عرشیا کیانی
عرشیا کیانی

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .*عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد * بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... *بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . *تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. *تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود *و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!*

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
محمدحسن مزروعی
محمدحسن مزروعی

@فوژان و @ســآرا و @گـلـپــری همینطوری بدون دلیل.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
عرشیا کیانی
عرشیا کیانی

ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﻏﺬﺍ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺑﺪﻩ ﻣﯽﮔﻪ ۲ﺗﺎ ﭘﯿﺘﺰﺍ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻫﻤﺒﺮﮔﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﺮﺍ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﯿﺘﺰﺍ ؟ ﮔﻔﺖ اگه واست ﭘﯿﺘﺰﺍ میگرفتم ﮔﺮﻭﻥ میشد ، ﺑﺮﺍ ﺗﻮ ﻫﻤﺒﺮﮔﺮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ! به دوتا پرورشگاه سر زدم هردوتاشون گفتن قیافت خیلی آشناس !

این ارسال را بازنشر کرده است.
عرشیا کیانی
عرشیا کیانی

دقت کردین عدم امنیت یعنی: . . . توی یه توالت باشی که فاصله سنگ توالتش تا در، بیش از ۱ متر باشه، درش قفل نداشته باشه، و رو به بیرون باز بشه، همش باید نیم خیز و آماده، مثل خط شروع دوی سرعت حالت بگیری

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سارا
سارا

* باد می وزد میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی تصمیم با تو است

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرخـــــان *(خانِ خاندان)@
امیرخـــــان *(خانِ خاند...

یکی از فانتزیام اینه که توی دانشگاه یکی از اساتید تهدیدم کنه که بهت صفر میدم بعد منم در حضور همه برم جلوش سرمو بکوبم به دیوار بگم : منو از نمره میترسونی ؟ من زندگیمو باختم استاد . . . برو از خدا بترس . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
haMed MO
haMed MO

مورد داشتیم .... تو خیابونای سعادت اباد ناخودآگاه 2 تا دختر رو برق گرفته بی خود و بی دلیل والا بغرعان!!!!!!!!!!! شاهدان عینی ماجرا علت ماجرا را گیر کردن کیلیپس سر دخترا به دکل برق اعلام کردن !!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
عرشیا کیانی
عرشیا کیانی

ﺩﯾﺸﺐ ﺳﺎﻋﺖ ۲ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﻫﻨﺪﺯﻓﺮﯼ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻢ ﺑﻮﺩ ﺟﻠﻮ تلویزیون ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﯽ ﻭﯼ ﻫﻢ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﻮﺩ و ﯾﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻭ ﻭﻟﻮﻡ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺑﻮﺩ ﯾﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻭ ﻭﻟﻮﻡ تلویزیون. ﭼﺮﺍﻏﺎﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻡ ﭼﺸمﺎﺭﻭ ﺑﺴﺘﻢ و به ﺟﺎی ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﮔﻮشی رو ﺯﯾﺎﺩ ﮐﻨﻢ ﺻﺪﺍﯼ تلویزیونﻭ ﺗﺎ ﺗﻪ ﺑﺮﺩﻡ ﺑﺎﻻ یهو برقا ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪ. ﺩﯾﺪﻡ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑه ﺘﺮﺗﯿﺐ ﺑﺎ ﻭﯾﻨﭽﺴﺘﺮ ﻭ ﺷﻠﻨﮓ ﻭ ﮐﻔﮕﯿﺮ ﺑﺎﻻ ﺳﺮﻡ وﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻥ. ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺑﺎﻣﻢ که ﻫﯿﭽﯽ ﺑﻬﻢ ﻧﮕﻔﺖ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﻟﮕﺪ ﺯﺩ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻢ !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

یَنی ﺩﺭﮎ ﻭ ﺷﻌﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺎﻣﯿﻨﻮﻓﻦ ﺩﺍﺭﻩ واسه تسکینِ درد آدم، بعضی از آدما ندارن

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

@امیرخـــــان *(خانِ خاندان)@ - لب پنجره نشسته بودم یهویی دیدم یه هلیکوپتر اومد بالا ساختمونمون و یه مامور نیرو انتظامی با عملیات راپل اومد رو پشت بوم دیش ماهواره مونُ تنظیم کرد و رفت روحانی مُچکریم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
SaⓗaB
1238300_529760937103821_748281230_n.jpg SaⓗaB
توسط موبایل در میکده

هزار بار پیاده طواف کنی . . ./ قبول حق نشود گر . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
SaⓗaB
1238180_570784896292261_439531862_n.jpg SaⓗaB
توسط موبایل در خدا

قربون بزرگم برم که اگه کنیم نهایت قهرش بین دو اذونه دوباره

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.