بهاره
چشم هایم را می بندم،
زمان را متوقف می کنم،
مسافت ها را از بین می برم،
و تو را تا ابـــــــد در آغوش می گیرم،
دلم برای آغوش گرفتنت تنـــــــــــــــــــگ است
بهاره
برای کسی که میگه صداش گرفته سرش سنگینه و آب ریزش بینی داره هی نسخه نپیچید!!! شاید بغضی در گلویش ترکیده باشد...!
بهاره
خدایا یادت هست ؟!... دیشب کنارم دراز کشیده بودی و همون طور به سقف زل زده بودی !.... من پشتم را به تو کردم و با بغض گفتم : "فقط یه بار دیگه بذار ببینمش ... فقط یه بار ! تو خدایی می تونی ... فقط یه بار دیگه...
بهاره
گوش کن لعنتی ... این که من می کِشم ، درد بی تو بودن نیست ! تاوان با تو بودن است !!!
بهاره
برنگرد ... که برنمی گردی تو هیچ وقت ... نمی خواهم داشته باشمَت ... نترس ! فقط بیا در خزان خواسته هایم کمی قدم بزن تا ببینمت ... دلم برای راه رفتنت تنگ شده است ...
بهاره
گاهی دلم میخواهد, وقتی بغض میکنم, خدا از آسمان به زمین بیاد, اشک هایم را پاک کند, دستم را بگیرد و بگوید: اینجا آدما اذیتت میکنن ؟!!! بــیـــا بــــــریــــــــم.....
بهاره
حوصله ات که سر میرود،با دلم بازی نکن! من در بی حوصلگی هایم با تو زندگی کرده ام
بهاره
گیسوانـــم نــــوازش دستــــی را می خواهــد با طعـــــم نـــــاز نه نیـــاز ..
بهاره
لیاقت می خواهد واژه \" ما \" شدن لیاقت می خواهد \"شریک \" شدن تو خوش باش به همین \"با هم \" بودن های امروزت ... من خوشم به خلوت تنهایی ام تو بخند به امروز... من میخندم به فرداهایت
بهاره
یه تریلی میخرم تو بشو شاگردم فقط بخواب.... منم به عشق تو.. پشت تریلی مینویسم : بوق نزن شاگردم خوابه
بهاره
مادری را دیدم! که تنش را می فروخت... تا سیر کند کودک کوچکش را! و مردانی را دیدم! که حق کودکانشان را برای سیری هوسشان خرج میکردند...
بهاره
ღ. یه دختر تنها .ღ ღ. با یه آسمون تردید .ღ ღ. به هر کسی دل بست .ღ ღ. ازش خیانت دید
بهاره
یارو از کلاهش خرگوش در میاره، من هنوز از قلبم یه گوساله رو نتونستم در بیارم!!!
بهاره
اشتباه از من بود پر رنگ نوشته بودمت بر کتیبه دلم به سختی پاک می شوی
بهاره
گوشه ای می گریستم ... عابری گفت : حالتان خوب است ؟! گفتم خوبم ! تنها تکه ای تنهایی توی چشمم رفته است ...