با رفیقم جلوی یه #مینی-بوس ِ داغون نشسته بودیم , آیِ #راننده گفت " همه کمربنداتونو ببندین " ( پاسگاه پلیس نزدیک بود ) , ما هرچی نگاه کردیم دیدیم اینکه فقط یه #بند ِ خالی ِ و به جایی وصل نــَمیشه که ! مونده بودیم چَکار کنیم باهاش , که به رفیقم گفتم: " این بند َرو باس محکم بگیری, واسه اینکه #تصادف کردیم و از شیشه پرت شدی بیرون, زیاد ازمون دور نشی و زود بیایم پیدات کنیم " .. .
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 3 ساعت و 17 دقيقه قبل توسط موبایل