@گـلـپــری باردارِ خاطرات که میشی هوس آغوش هم میزنه به سرت همه چیز بو میده آدمها بو میدن اتاق ها عکس ها کافه ها کوچههای بن بست پشتِ درخت ها حتی نامهها بو میدن ولی باز هم دلت میخواست هنوز کنارت بود بغلت میکرد تو رو میبوسید حرفهای قشنگ بهت میزد تو یک کوچه ی بن بست ، پشت درختها بهت نامه میداد توی کافه ، بعد از دو تا فنجون قهوه قرار دیدار فردا رو میگذاشت دلت میخواست همین امروز بر میگشت تو میبخشیدیش میگفت دوستت دارم میگفتی دوستت دارم بعد دستش رو برای همیشه توی دستت میگذاشت ما آدمها موجودات عجیبی هستیم نه درس میگیریم نه فراموش میکنیم هر اتفاقی که میخواد بیفته ما تا آخر عمر عاشق میمونیم ...
از دست ِ بـعضـیا [ شما بخوانید #عطا ] وضعیت من این شکلی شده :::> میگم: نمیری تو [ از بس که خندیدم از حرفش ] #میگه : بهت قول نمیدم که نمیرم عمر دست ِ خداست تو فقط وسیله ای . . .. وضعیت ِ من پشت ِ سیستم :::>
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 11 ساعت و 45 دقيقه قبل توسط موبایل