اشعار رد و بدل شده بین 2 دوست : ( @یاس . @گـلـپــری ) بر گیسویت ای جان . کمتر زن شانه /. چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه. / بگشا ز مویت گره ای چند ای زن ! / تا بگشا گره شاید ز دل دیوانه ./ مجنون گردم چو زنی هر دم شانه / بینم خونین دل این و ان سر هر دندانه /
از گل قاصدك با آن ساقه ترد و شكننده و تصوير آشناي دانههايش كه در زمان شكفتن گل سوار بر باد جابهجا ميشود هر چيزي را ميتوان انتظار داشت جز اين كه در دام فناوري نوين افتاده و دستمايه ساخت لاستيكهاي جديد خودرو يا داروهاي جديد پزشكي شود. جدا شدن سر گل قاصدك جديدي كه به لطف مهندسي ژنتيك دستكاري شده براي دقايقي به خروج شيره سفيد رنگي منجر ميشود كه همين به دانشمندان امكان ميدهد در مقايسه با گلهاي قاصدكهاي معمولي 5 برابر بيشتر شيرابه گياهي استحصال كنند؛ همان شيرابهاي كه به لاتكس يا لاستيك خام مشهور است.
شیر نگران معشوق بود و میترسید بوسیله حیوانات دیگر دریده شود.
از دور مواظبش بود…
پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست،
شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جا پرید و جلو آمد.
دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، ...
گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت.
با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد.
و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد…
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 44 دقيقه قبل توسط موبایل