دختر جوانی آبله سختی گرفت. نامزدش به عیادت او رفت. چند ماه بعد، نامزد وی کور شد. موعد عروسی فرا رسید. مردم می گفتند: چه خوب! عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج، زن از دنیا رفت. مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند.مرد گفت : «من کاری نکردم جز اینکه شرط عشق را به جا آوردم.»
ادعاى #عشق ميكنيم ... و فراموش كرده ايم رنگ چشم هاى #مادرمان را . . ! .... #مادر ... #عشق به تو ... بالاتر از هر #عشق دیگریست ... #دوستت-دارم نازنینم ... وجودم فدای تو ...
#مادري ناراحت کنار پسرش نشسته بود، پسر به #مادرش گفت: تو دومين زن زيبايي هستي که تو عمرم ديدم #مادر پرسيد: پس اولي کيست ؟ پسر جواب داد : خود تو ، وقتي که لبخند ميزني .... فداي لبخندت #مادر ........
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 6 ساعت و 42 دقيقه قبل توسط موبایل