اگه گفتین امشب شب تولد کیه؟ حدس بزنین . . تولد یه دختر مهربون همون دوست مهربون و با معرفت و دوست داشتنی تولد آناهیتا / تولدت مبارک گل پونه گل عزیز من یکی یه دونه همه ترانه هام پیشکش چشمات دلم میخواد فقط از تو بخونه همه بگین مبارکه ایشااله تولد تو جشن همه گلهاست(بقیه دست و رقص در دیدگاه)
فصل حسابرسی به دلم است ! گوشه ی دلم را از تار عنکبوتهای کینه و قهر پاک میکنم ! کنج چشمم را از بدبینی ها و چشم زخمها ! صندوقخانه دلم را از هر چه حسادت و غیبت و خاطره ی تلخ ! تنگ بلورین دلم را از آب بو گرفته و مانده تحقیرها ! حالا تنگ بلورین را از آب زلال پر میکنم! شیشه های روحم را خوب برق میاندازم و پاک میکنم از خاک گرفتگی های سال پیش ! روحم را اما هوا میدهم و از نفس خدا در آن می دمم و خانه زنده می شود. نوبت خانه تکانی افکارم از گذشته و آرزوهاست! آرزوهای محال و دست نیافتنی. دلم را که تکاندم انگار دل همه را شفاف تر می بینم ! دنیا زیباتر شده است ! سفره ای می خواهم از ترمه عشق ! تنگ آبی از آب حیات ! شمع جان باغ ملکوت ! آیینه ای چو آسمان صاف ! سیب هایی همه سرخ که طعم عشق بدهند و کتابی که حلقه مهر من آویزد بر گردن دوست ! … حالا خانه تکانی دلم تمام شد...
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 10 ساعت و 35 دقيقه قبل توسط موبایل