آورده اند که پیری فرزانه شبانگاه نیایش همی کرد:
بارالها! سالهاست ایوب وار مرا با بلیات گونه گون همی آزموده ای،
از فقر و رنج و بیماری گرفته تا تورم و گرانی و شهریه ی مکتب آزاد اولاد،
مرحمتی فرما و آزمونی یوسف گونه نیز از ما به عمل آور.
سخن که بدینجا رسید دق الباب کردند. پس در بگشود. برادرانش بودند.
تعارفی زد، آن ها اما دست در گریبانش زدند و کشان کشان همی بردند
و در صندوق عقب همی چپانیدند. بیرون از شهر برده و در چاهیش افکندند.
پس از قعر چاه نعره همی زد:
خداا! من منظورم اون آزمون عشوه و زلیخا و پشت درهای بسته و... بود نه این
همین{} بیشرفو میبینین؟!...اینجوری نگاش نکنیدا !! خیلی پَسته! D:..من خودم تو چن تا پست و دیدگاه دیدمش، یه جاهایی از صد تا فوش و بد بیرا هم بدتره....گول قیافه مظلوم و مهربونشو نخورید..که گرگیه در پوستِ میش!..
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 19 ساعت و 22 دقيقه قبل توسط موبایل