Hamed
ساده نمیگذرم ازت..... تو رو تو شعرام میارم ..
Hamed
مرا سرد است..... جمله ای کاملا ساده .. بی ریا ... بی ریاست حس سرما... مرموز نیست مثل گرما ..
Hamed
عکس هایی که جای درنگ باقی بگذارند .. ترکیب تکنولوژی و خاطرات در اراجیف من .. نقطه و قطع سخن ... و همین های امشب ..
Hamed
من شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم ... که بهانه نزدیک تر نشستن مان می شود... و من... روبه روی تو... می توانم تمام شعر های نگفته دنیا را یک جا بگویم ..
Hamed
در " وا " می شود !.. .. در " بسته " می شود !.. .. در هم " وا بسته " می شود !.. چه برسد به من... بفهم ..
Hamed
دلت از سنگه....... سنگی که صبور نمیشه...
Hamed
دستامون اگر که دوره...... دلامون که دور نمیشه ... دل من جز با دل تو... با دلی که جور نمیشه ...
Hamed
غریبه ای.... غریب نوازم .. بی معنی شد... اصلا از اول .. نه همون خوبه .. ولی حس میکنم کلمات رو بالا میارم .. نمیشه ... نخواستم... فعلا نمینویسم ... امضا.. مغز من ...
Hamed
به زور به قافیه میکشمت ... من اهل شکنجه نیستم .. فقط امشب کمی... یک مقدار کمی هوایی شدم .. البته یادت نره که این قصه هم بخشیش دروغ بود ..
Hamed
خداوندا !! چی دیدی در سوسک که به او بال دادی ؟؟ نه واقعا ؟؟ سواله برام .در من ندیدی در سوسک دیدی؟! .. آخه خدایا.... با توئم ...