Hamed
صبـر.....!!!!!! یکــ فریبــِ بزرگـــ استـ ـ ـ! سالـهاستــ بـا غـوره ـها کلنجـار میرومـ ـ ـ حلـوا نمیشونـد...!!!!
Hamed
تو که از نگاه من بریدی ... میخواستم با اشکام راهتو ببندم..... حیف.. حیف که چشماتو بستی و ندیدی ..
Hamed
غیر مستقیم... هرکاری میکنم نمیتونم باهاش جمله بسازم ... تو چطور گذر هر روز زندگیت ساختیش؟ باز بی معنی شد و بی قافیه...
Hamed
توسط موبایل
من و بعدش.. حسرت و درد .. من میرم... نت خیلی داره اذیت میکنه .. بای دوست جونیام ..
Hamed
درد من حصار برکه نيست، درد زيستن با ماهيانی است که فکر دريا به ذهنشان خطور نکرده است ..
Hamed
هنوز غمگینم میکند ... همین خاطرات لعنتی ...
Hamed
من برم بخوابم.. فردا باید از سر صبح تا بوق سگ بدوئم دنبال کوفت و زهر ماره ........ ای خدا ... بای ..