Hamed
نشستم تو دالون تاریک و سرد زمستون ...
Hamed
هدفون با صداهای ماکسیمم. ترانه های تکراری و کلیشه تر از حرفهای من . شب های روزهای من . قافیه افکار من . ساز من. خواهشا زل نزن ..
Hamed
میم مثل عشق من ... / هذیان شبانه .. حقیقت نه تلخ.. که خوشمزه ...
Hamed
چی شد .. که تو انقدر مغرور شدی ../ هنوز منو میشناسی / ؟ ..
Hamed
رسیدی وقت تقسیم گل و بارون و آزادی ... سفر رو دست به سر کردی .. تو قلب قصه افتادی ...
Hamed
یکم خوشرنگ تر باش و واسم دلتنگ تر باش و ...... تو غوغای غم و ای کاش .. یه ذره کمتر ابری باش... بذار آروم تر باشم.. شاید اینجوری پیداشم ...
Hamed
من.. من .. نگاه نکن. .. من همونیم که روزی میپرستیدیش.... کی . چی . چرا ... اینها اوایل جملات پرسشی اند... اما چه شد .. این لازمه گذشته من توست ..
Hamed
تا کی به در بگیم تا دیوار بشنوه؟ دلم جرات رو در رویی میخواد .. یه چیزی که بهش بگن مرد ...
Hamed
چه روزایی از هرچی ماجرا / فقط خستگی مونده و نیستی ... / ببین من مثل تو به گُل نیستم / ببین تو مثل من به گٍل نیستی ..