Hamed
تو با این تنهایی ها .. هم دستی نکن ... دست سردم رو بگیر ..
Hamed
هنوزم چشمای تو رو میپرستم ...
Hamed
خوش به حال ماتم زده گان .. زیرا ایشان تسلی خواهند یافت ....
Hamed
همیشه یکی هست.. کنار غروب غربیت بشینه.. چشاتو بگیره... نذاره ببینی بد روزگارو .. همیشه یکی با دوتا چشم معصوم.. حواسش بهت هست.. یکی مثل آینه .. مثل سایه آروم .. حواسش بهت هست ...
Hamed
بذار از این هوای بد ... یه راهی پیدا بشه تا مقصد .. . فقط یه خورده کمتر ابری باش ..
Hamed
داری به خاک میکشی .. داری به گور میبری .. داری تباه میکنی ... این عشق مادر زاد رو .. من نمیدونم این دیگرون کین؟ که آتیش میزنن.. که غوغا میکنن ... اینجا رو نیستن ... با مائن و نیستن ...
Hamed
به دنبال واژه ها سگ دو زده ام ..
Hamed
مجنونم ... تا که هشیار شدم و از دام تو جستم .... سلام به دوستان خوبم ..