حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
دستت می سوزد با سیگار ! به خودت می آیی؛ یادت می آید که دیگر ، نه کسی است که از پشت بغلت کند نه دستی که شانه هایت را بگیرد نه صدای که قشنگ تر از باد باشد ... اسم این "تنهایی" است
حــامــد
آدامس ها بزرگترين اساتيد معنويت هستند ؛
از کودکيمان تلاش مي کنند به ما بفهمانند :
"هيچ شيريني اي ماندگار نيست"
حــامــد
دير زماني ست که چشم گذاشته ام،
آنقدر که؛ بازي را از ياد برده ام!
بگذار ببينم؛ تو، بايد مرا پيدا کني؟ يا من، تو را؟!
حــامــد
از اینکه ندونی بهترین دوستات واقعا چه احساسی نسبت بهت دارن از اینکه ندونی پشت لبخندشون چی پنهونه از اینکه ببینی نزدیک ترین دوستت دورت میزنه از این همه سردرگمی متنفرم !!!
حــامــد
یکی سوخته در جهنـــــــــم یکی سبز در بهشت
!
هـی تابمان می دهند
معلقیم میان هپروت ِ منکر و معروف...
راستی چه کسی گفته هرکه بیشتر به هوا پرتاب شود آسمانی تر است؟!
حــامــد
خيلي از يخ کردن هاي ما از سرما نيست .... لحن بعضي ها زمستونيـــــــــه...
حــامــد
اگه تا حالا به جای نیمه گمشده ام... دنبال گنج گشته بودم پیدا کرده بودم
حــامــد
بگذار قلــــــبت برای یکــــــ نفر تپــــــنده باشد لعنتی نــــــه برای هــــــمه دونــــــــــــده باشــــــد.....!!!
حــامــد
تویی که مرا در حال سقوط میبینی تا به حال اندیشیده ای که شاید خود وارونه ایستاده ای … ؟
حــامــد
گمان می کنم که در میان ادم ها ان ها که گم کرده ای دارند همواره به دنبال نشانه ای اند نشانی ای که راه باشد و راهی که گریز گاهی شاید برای من تمامی تندیس های سنگی و چوبی و اهنی نشانه ی تواند و هر کدام کلامی که هر گاه تازه می شوند و می دانم که روزی تندیسی خواهم شد یک نشانه و تو خواهی خواند و شاید همین بوده است از نخست راز اولین تندیس یا نشانه
حــامــد
قرار دیدار ما وقت دلتنگی، نرسیده به گریه بود تو به دلتنگی نرسیدی و من از گریه گذشتم
حــامــد
بقول بعضیا : زمین گِرده فقط به این دلیل که اگه گِرد نبود ماها همدیگه رو پرت میکردیم پایین ....
حــامــد
زیاد خوب نباش...زیاد دم دست هم نباش زیاد که خوب باشی، .دل آدم ها را می زنی آدم ها این روزها ، عجیب به خوبی..به شیرینی ، آلرژی پیدا کرده اند زیاد که باشی، زیــــــــــادی می شوی
حــامــد
اشتباه تداعی عبور لحظه هاست وقتی که چشمانت به آئینه های خیس می نگرند...
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 27 روز و 1 ساعت و 1 دقيقه قبل