دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حــامــد

حــامــد
مرد - مجرد
امتیاز: 3264

دنبال‌شدگان

(331 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(391 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

حــامــد
url.jpg حــامــد

خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .

حــامــد
حــامــد

تنها فعل هايي را صرف مي کنند که برايشان صرف دارد...

حــامــد
حــامــد

تلفن همراه پيرمردى كه توى اتوبوس كنارم نشسته بود زنگ خورد... پيرمرد به زحمت تلفن را با دستهاى لرزان از جيبش درآورد، هرچه تلفن را در مقابل صورتش عقب و جلو كرد نتوانست اسم تماس گيرنده را بخواند... رو به من كرد و گفت، ببخشيد ، چه نوشته؟ گفتم نوشته، "همه چيزم" پيرمرد: الو، سلام عزيزم... يهو دستش را جلوى تلفن گرفت و با صداى آرام و لبخندى زيبا و قديمى به من گفت، همسرم است...

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد

شب که مي شود نبودن هايت را زير بالشم مي گذارم و شجاعت خود را زير سوال ميبرم... دوام مي آورم تا فردا؟

حــامــد
حــامــد

اينجا زمين است ؛ زمين گرد است .... تويي که مرا دور زدي ؛ فردا به خودم خواهي رسيد .... حال و روزت ديدنيست ... !!!

حــامــد
حــامــد
در مادر...

بدهکاريم به و به تمام دارم هاي ناگفته اي که پشت ديوار ماندند و ما آنها را بلعيديم تا نشان دهيم هستيم.... به سلامتي‌ همه .........

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حــامــد
حــامــد

شده تا به حال مدام بهتون بگن " خيلي مهربوني ، خيلي مهربوني " بعدش شما احساس کنيد دارن ميگن " خيلي خري ، خيلي خري " ؟ (با عرض معذرت البته)

این ارسال را بازنشر کرده است.
چــاوشــیــســـم
چــاوشــیــســـم
توسط حــامــد

خدا کنه تموم بشه قصه تلخ رفتنت... بیای و از یادم بره روزایی که شکستمت...

حــامــد
حــامــد

کنار تو درگیر آرامشم......

حــامــد
حــامــد
در مادر...

براي سخن گفتن از فقط کافيست به او نگاهي بيندازي... مي شوي...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حــامــد
حــامــد

آدمهايي که به جاي فريادسکوت مي کنند، بالاخره روزي به جاي صبرکردن در را باز ميکنند و مي روند ...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد
در مادر...

دنياي بزرگ و آرزوهاش رو نميخوام، ميخوام باشم که همه باشه!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حــامــد
حــامــد
در مادر...

هميشه دستات رو محکم ميچسبيدم انگار همه چيزاي دنيا تو دستــــــــــاي تو پيدا مي شدن... دستاي بزرگت رو مي گرفتم و پابه پاي قدماي کوچيک من مي شدي... اينقدر دلگرم از اين تکيه گاه گرم بودم که يادم نمياد دستاي قوي و گرم تو کي پير و فرسوده شدن؟!؟!.........#مادر

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد

مردم عوض شدن زمونه عوض شده ... اين روزها وقتي با يه نفر دست ميدي بايد بعدش انگشتاتو بشمري ببيني هر پنج تاشو پس گرفتي....!

حــامــد
حــامــد
در مادر...

کسي ست که مي توان "دوســتت دارم"‌ هايش را باور کرد حتي اگر نگــــويد ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حــامــد
حــامــد

مرا ميان بازوانت موميايي کن ... شايد هزار سال بعد باستان شناس کنجکاوي از عاشقانه هاي دستانت ... رمز گشايي کند...!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.