حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
عابری در گذر از کوچه ی نزدیک تنم می پرسد : این چه عطریست که از کوچه ی بن بست تنت می گذرد ؟ تازه من میفهمم خاطرات تو چقدر خوش بویند . . .
حــامــد
اشتباه از من بوده هر بار که ضربه خوردم کوتاه اومدم با خودم گفتم گذشته ها ، گذشته من ببخشم ، اون شرمنده میشه نفهمیدم که اینطوری ضربه ی بعدی رو محکم ترمیزنی !!!
حــامــد
از تصادف جان سالم به در برده بود و مي گفت زندگي اش را مديون ماشين مدل بالايش است و خــــــــــــــــــــــــدا همچنان لبخند ميزد. . .
حــامــد
چون می گذرد غمی نیست . . .
حــامــد
گاهي به خاک سپردن يک جسد از خواباندن يک قاب عکس آسانتر است....... لعنت به خاطرات..... ديگر کم آوردم!
حــامــد
خــداي من به پاي خداي تو که نمي رسد ! ولي او هم در شهر خودش سر و ساماني دارد ... من هم سکوت کردن را از او آموخته ام !!!
حــامــد
وقتي که دير رسيدم ؛ و با ديگري ديدمت ...! فهميدم که گاهي هرگز نرسيدن بهتر از دير رسيدن است ...
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 35 دقيقه قبل