حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
نميشکــــــنم. تنـــــها ، گـــــاهي ، مچـــــاله مي شــــوم....
حــامــد
خدا رو شکر واژه <دوست معمولي> بوجود اومد , وگرنه خيلي ها کلمه اي براي توجيه هرزگيشون نداشتن ...!
حــامــد
مي سپارمت به هماني که تـــــو را به جــــــان من انداخت...!؟ .......تقـــــديــــــر....
حــامــد
اشک های نیامدنت روی گونه هایم ماسیده نبوس نمک گیر می شوی نبوس ... نمک گیر می شوی
حــامــد
دست به صورتم نزن می ترسم بیفتد.. نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد .. سیل اشک هایم تو را با خود ببرد .. و باز .. من بمانم و تنهایی . . .
حــامــد
هنوز منتظرم وسط يک شب باراني که از شدت تب عرق کرده ام ... ... بيدارم کني و ... بگويي چيزي نيست خواب مي ديدي...
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 33 دقيقه قبل