حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
من از توده ای از حرفهای نگفته در سرم می هراسمــــــ از گذر زمان مبادا بدخیـــم شوند ناگفته هایم. . .
حــامــد
گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟ گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است ولي رويا يک آرزوي شيرين دست نيافتني . گفت من رويا هستم يا آرزو ؟ گفتم رويايي که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوي شيرين است ....
حــامــد
عاشق خورشيد که ميشوي تقديري بهــــــتر از سوختن نخواهي داشت ... !
حــامــد
اين روزا عده اي يه جوري زيرآبي ميرن که دلت ميخواد بهشون بگي : « من نگاه نمي کنم ، بيا بالا يه نفسي بکش لااقل خفه نشي.....! »
حــامــد
آدمها مثل پاييزند به سادگي يك سلام تا سلامي ديگر رنگ عوض مي كنند....! اما من زمستان مي مانم...! شايد كسي دوستم نداشته باشد... اما يك رنگم و بي ريا....
حــامــد
اين روزها شير هم راضيه با دمش بازي كنن، ولي با دلش نه.....!!!!
حــامــد
در مملکتي که ارزش زن به زيبايي و ارزش مـرد به دارايي است ! ما کوردلان دنبال انديشه ميگرديم ، در کوچه بن بست تـناقـض.....
حــامــد
عشق ميگه: دوستت دارم....... تا آخر دنيا باهات مي مونم.... تو نباشي ميخوام دنيا نباشه........ عشق خيلي چيزهاي ديگه ميگه..... اما تو باور نکن....!!!
حــامــد
رسيده ام به حس برگي که مي داند باد از هر طرف که بيايد سرانجامش ، افتادن است ...!!!!
حــامــد
ما نخواستن ها را ... به حساب قسمت... و نکردن ها را به حساب تقدير... ... ميگذاريم! باشد که شايد وجدانمان آسوده باشد...!
حــامــد
خوبم...باور کنيد... اشکها را ريخته ام...غصه ها را خورده ام... نبودنها را شمرده ام... ... ... اين روزها که ميگذرد خالي ام... خالي از خشم،نفرت،دلتنگي...و حتي از عشق... خالي ام از احساس...
حــامــد
من " آنقدر خواستمت که نخواستنت را نديدم "تو " آنقدر نخواستي که هيچ چيز از "من " را نديدي
حــامــد
منو از گريه نترسون... <تـــو> خودت بغض ِ صدامي ...!
حــامــد
خدايا .... اندکي نفهمي عطا کن ؛ که راحت زندگي کنيم .... مرديم از بس فهميديم و به روي خودمون نياورديم ... !!!
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 37 دقيقه قبل