حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
خدايا مرا به نخواستن او عادت بده که او چنين مي خواهد .......
حــامــد
دنيامون مجازيه... دوستيامون مجازيه... عشقمون مجازيه... فقط نميدونم چرا دردامون انقد حقيقيه!!!
حــامــد
وجدانت آرام که من صبورم و سنگ و چشم مي بندم تا تو نبيني چه سخت ميگذرم از دل اين روزها ...
حــامــد
بالاخره آدم شدم..... اما نمي دانم چرا شانه هايم هنوز تير مي کشند... چيزي را از قلم نينداخته اي...خــــــــــــــــــــــدا !؟!!
حــامــد
آرامم..... مثل مزرعه اي که محصولش را ملخها خورده اند!! "ديگر نگران داسها نيستم"
حــامــد
جسارت ميخواهد نزديک شدن به دورترين افکار زني که درد بي کسي را به مسلخِ کوچه پس کوچههايِ شهر برده... زني که هر شب به پابوسِ کابوسهايِ مردانه ميرود و سحر گاه لحافش را پر مي کند از هق هقِ تنهايي بي مرزش... هاي روزگار لعنتي با دختران غريب خود چه ميکني ؟؟؟؟
حــامــد
تو سکوت مي کني فرياد زمانم را نمي شنوي ! يک روز من سکوت خواهم کرد ! تو آن روز براي اولين بار مفهوم "دير شدن " را خواهي فهميد !! (حسين پناهي)
حــامــد
اينقدر به زندهگياَم سَرَک نکش! کوتاه تر از خوابهاي من ديواري نديدهاي....؟!
حــامــد
دلم .. هرجـــا که هستي .. يادت بخير !
حــامــد
خدايا .... تو دنــياي ما آدمــا ؛ يه حالتي هست به نام " کــم آوردن " ! تو که خــدايي و نميتوني تجربش کني .... خــوش به حــالت ... !!!
حــامــد
بيهوده مي گشتم اصلا گم نشده بود نيمه ديگرم!!! بليط من از اول نيم بها بوده است ....!
حــامــد
اين كه حسين(ع) فرياد ميزند : آيا كسي هست كه مرا ياري كند و انتقام كشد ؟ هل من ناصر ينصرني؟ مگر نمي داند كه كسي نيست كه او را ياري كند و انتقام گيرد ؟ اين سؤال ، سؤال از تاريخ فرداي بشري است و اين پرسش از آينده است و از همه ماست ! (دکتر علي شريعتي )
حــامــد
رسيده ام به حس برگي که مي داند باد از هر طرف که بيايد سرانجامش ، افتادن است ...!!!!
حــامــد
اين روز ها ؛ همه ناقص الخلقه هستند .... هيچ کس دل و دماغ ندارد ... !!!
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 35 دقيقه قبل