اول ابتدایی که بودم واسه معلمم روز معلم یه ظرف از این پیرِکس مستطیلا خریده بود مامانم بعد من اونو گذاشتم تو کیفم ولی کادوش به کتابام خوردو پاره شد کلی غصه خوردم اون روز اثن دوس نداشتم کادوشو بِش بدم
خب بچه امروز روزشه که من یه اعتراف کوچیک بکنم} البته دروغ نگفتم ولی به علتی تا امروز سکرت مونده بود اعترافمم اینه که اسمه من "مهدی" نیست دوباره میگم """مهدی""" نیست اسمم ""حامد"" دوباره میگم اسمم """حامد""" شنیدین یا بیام از جلوی چشماتون رد بشم با کارت ملیم (خاطر نشان نکردم عمم سلام رسوند)