دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حامد ♥

در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند/گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را درباره »
حامد ♥
مرد - مجرد
امتیاز: 4395

دنبال‌شدگان

(540 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(536 کاربر)

گروه‌ها

(65 گروه)

بازدید

حامد ♥
hee298.jpg حامد ♥

تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد دوست واقعیست....

ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

گاهــی باید نباشــی ... تا بفهمــی نبودنت واسه کی مهمه ... ؟! اونوقته که میفهمی بایــد همیشه نبـــــــــاشی

ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

تمام آهنگ های دنیا یه طرف این اهنگ یه طرفدلکم دلبرکم دلکی با نمکم چی آوردی سرکم شکستی بال و پرکم... مخصوصا اینجاش که میگه ... یارم ای یار یار یارم داره یار یار نیا سرخوش ‬

ممد
ممد

رﻭﺍﯾﺖ ﺍﺳﺖ ﺭﻭﺯﯼ ﺷﯿﺦ بر سر سفره شام ﺑﻪ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﮔﻔﺖ : ﺩﯾﺲ ﮐﻮ ؟ پس ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﯾﮏ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﻨﺮ ﺍﺯ ﺟﺎ ﭘﺮﯾﺪﻩ ﻭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﯾﺲ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﮔﺸﺘﻨﺪ . ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﺗﺎ ﭘﺎﺳﯽ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻧﺎﮐﺎﻡ ﺩﺭ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺩﯾﺲ ﮔﺸﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻧﻌﺮﻩ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺟﺎﻣﻪ ﺩﺭﺍﻥ ﺳﺮ ﺩﺭ زیر ﺧﺸﺘﮏ ﺧﻮﺩ ﻧﻬﺎﺩینه ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ ﺷﯿﺦ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﻋﺬﺭ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ . ﺷﯿﺦ ﮔﻔﺖ : ﺁﺏ ﺷﻨﮕﻮﻟﯽ ﺑﯿﺎﻭﺭید که دیس را خودمان در خشتک خویش پنهان نموده بودیم تا شما را اوسگل بنماییم , تا ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﺗﻔﺮﺡ ﺫﺍﺕ باشد . پس ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ که از این شوخی ناهنجار شیخ به شگفت آمده بودندی ﺁﺏ ﺷﻨﮕﻮﻟﯽ ﺭﺍ آوردند و به همراه شیخ رفتند بالا ﻭ خشتک ها از پای افکنده و ﺣﺮﮐﺎﺕ ﻣﻮﺯﻭﻥ و هلیکوپتری ها ﺑﺰﺩﻧﺪ ... ﺷﯿﺦ ﻧﻌﺮﻩ ﻣﯿﺰﺩ ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯿﭙﺮﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﺧﺸﺘﮏ ﻫﺎ ﻣﯿﺪﺭﯾﺪﻧﺪ !! ﻣﺮﯾﺪﯼ ﺑﺎ ﺷﻤﻊ ﻭ ﺁﯾﻨﻪ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺍﻓﮑﺖ ﻫﺎﯼ ﻧﻮﺭﯼ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﮐﻪ ﺷﯿﺦ ﺗﮏ ﻧﻌﺮﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺍﻭ ﮐﺮﺩ . ﺳﭙﺲ ﺷﯿﺦ میکروفون به دست گرفته ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﻫﯿﻮﻻﯾﯽ ﺑﮕﻔﺖ " : ﺩﯼ ﺟﯽ ﺷﯿﺦ " ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﺭﻓﺘﻨﺪ .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

س لوم کسی هست عایا ؟

ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
1002228_349206325182493_1923071475_n.jpg ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

من ک خیلی دوست دارم

ممد
ممد

ﻣﺮﯾﺪﯼ ﺑﻪ ﺷﯿﺦ ﮔﻔﺖ : ﯾﺎ ﺷﯿﺥ، ﺍﯾﻦ ﻓﯿﺽ ﭘﻮﮎ ﺍﺑﺰﺍﺭﯾﺴﺖ ﺑﻪ ﻏﺎﯾﺖ ﻧﯿﮑﻮ ... ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻪ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻋﻤﻮﯼ ﻣﺎﻥ ﻣﺤﻞ ﺳﮓ ﻧﯿﺰ ﺑﺮ ﻣﺎ ﻧﮕﺬﺍﺭﻧﺪﯼ ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﻋﮑﺴﻬﺎ ﯾﺎ ﺍﺳﺘﺎﺗﻮﺳﻬﺎﯼ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﻄﻠﺒﯽ ﻫﻤﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺑﺎ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺗﺸﮑﺮ ﻫﻤﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪﯼ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﻓﺎﻣﯿﻠﯽ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪﯼ ... ﺷﯿﺦ ﭘﻮﺯ ﺧﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﭘﻔﯿﻮﺯِﺍﻻﻍ ﺍﻟﺪﻭﺙ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺍﻧﺰﺟﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪﯼ ﻭ ﻋﻠﺖ ﺁﻧﮑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ » ﻧﻮﻉ ﻧﺴﺒﺖ ﺧﻮﯾﺸﺎﻭﻧﺪﯼ « ﺭﺍ ﻣﻄﺮﺡ ﮐﺮﺩﻧﺪﯼ ﺍﯼ ﺍﺣﻤﺎﺭﺍﻟﻬﻮﯾﺞ ﺍﺯ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻭﻋﻼﻗﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪﯼ ﻭﺍﻻﮐﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻃﺒﯿﻦ ﺧﺎﺹ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪﻧﺪﯼ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﻮﺙ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺑﻮﺩﻧﺪﯼ ﻭ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﻫﻤﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪﯼ ﺗﺎ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﺑﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺷﻤﺎ ﮔﯿﺮ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪﯼ ﻭ ﯾﺎ ﺣﻮﺍﺳﺸﺎﻥ ﺑﺎﺷﻧﺪﯼ ﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻨﻮﯾﺴﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﺗﻮِ ﺍﺑﻠﻪ ﭘﯿﺰﻭﻟﯽ ﭘﯽ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺑﺒﺮﺩﻧﺪﯼ ﻭ ﮐﻞ ﺍﻟﻔﺎﻣﯿﻞ ﺭﺍ ﺧﺒﺮﺩﺍﺭ ﻧﻤﺎﯾﻧﺪﯼ !!!!!! ﻣﺮﯾﺪ ﭼﻮ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﻨﯿﺪﻧﺪﯼ ﺧﺸﺘﮏ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺸﯿﺪﻧﺪﯼ ﻭ ﺑﺮ ﺣﻤﺎﺭﺕ ﻭ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﻧﻌﺮﻩ ﻫﻤﯽ ﺑﺰﺩﻧﺪﯼ ﻭ ﺑﻪ ﻓﯿﺹ ﭘﻮﮎ ﺍﻧﺪﺭ ﮔﺸﺘﻨﺪﯼ ﻭ ﺟﻤﻠﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻃﺒﺎﺑﺖ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎﯼ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﺎ ﺫﮐﺮ ﺟﺰﺋﯿﺎﺕ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻓﺸﺎ ﻫﻤﯽ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪﯼ ..

و 1 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

من صحنه رو ترک میکنم برم یکم . . . نمیدونم چی ولی باید برم . همین من اجازه نمیدم کسی آرامشم رو برهم بزنه و بلا استثنا خطش میزنم فعلا دوستای گل منگولی بابای همگی

ممد
ممد

گویند مریدان شیخ همگی از برای ساختن هیکل شش تکه به باشگاه بادی بیلدینگ شدندی! خود شیخ چند سالی در باشگاه مشغول هارتل بودی. تا مریدان بدید بسیار مسرور گشت و به استقبالشان رفت . یکی از مریدان دختر باز خدمت شیخ عرض کرد : یا شیخ ! بر ما بگو با کدامین دستگاه کار کنیم تا دختران و دافان را تحت تاثیر قرار داده مخشان را بزنیم ؟؟ شیخ بی درنگ فرمود : ای مرید ! در میان دستگاهها هیچ دستگاهی مانند دستگاه خود پرداز دختران را تحت تاثیر قرار ندهد !!! مریدان از این حکمت دانی شیخ روانی شده آنقدر روی تردمیل دویدند تا به دیار باقی شتافتند ..

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

نهار بفرمائـــید فعلا بدرود تا درود