شبی شیخ از بازار به خانه روان شد چون به خانه رسید قصد ورود کرد پس کلید از خشتک خود برون کشید و به سوراخ قفل نزدیک نمود اما چون هوا بس ناجوانمردانه تاریک بود نتوانستی سوراخ قفل را دریابی همچنان که مشغول سوراخ یابی بودندی یکی از مریدان از پنجره طبقه بالا عرض کرد یا شیخ کلید ندارید..کلید بیندازم شیخ گفت کلید موجود است سوراخ بیندازید.......... چون جملگان مریدان این التیماتوم را از شیخ بشنیدند خشتکان خود را سه دستی چسبیدندی و یخچال و مبلمان و کمد را در پشت در قرار دادندی تا مانع از ورود شیخ شوند سپس با شلوار های خود طناب بساختندی و از پنجره پشتی نزول کردندی و پا به فرار نهادندی
تلاش برای زنــده کردن ِ یک رابطه ی از دست رفته مثل ِاینه که بخوای با ریختن آب ِ جوش طعم چای سرد شده را بهش برگردونی کمرنگ میشه خیـــــــلی کمــــــرنگ
امروز تو گل فروشی (گل فروشی خیلی بزرگ اونقد که ادم توش گُم میشه) من از لابلای درختچه ها گفتم: سلام من اینو می خواس... جمله م هنوز تو دهنم منعقد نشده بود که صاحب گلفروشی یه جیغی کشید و تموم تنش همچنین لرزید که شکمش چند بار بالا و پایین رفت.2تا قدم پرید عقب، گلدونای که دستش بود ُ انداخت زمین و داد زد: وای وای وای ترسیدم به قرعان ترسیدم ترسیدم ها ترسیدم خیلی ترسیدم...... حالا مگه میشُد منو جمع کرد؟
طرز تهیه سریالهای تلویزیونی ماه رمضان !!!!!!!!!! بزودی از تمام شبکه های سیمان الف: 1. روحانی یک عدد 2. پیرزن سال خورده یک عدد ترجیحا ثریا قاسمی 3. ترکزبان یک عدد نمک سریال 4. دختر جوان و زیبا دو عدد 5. پسر جوان و جذاب یک عدد 6. زن زیبا و معصوم یک عدد ترجیحا مریم كاویانی 7. مرد میانسال دو عدد ترجیحا امین تارخ 8. بهشت زهرا یک بار 9. امامزاده نامشخص یک بار 10. مسجد بینامونشان یک بار 11. جوانان ریشو با نامهای ائمه و بسیار قابل اعتماد چند نفر 12. جوانان پولدار غیرقابل اعتماد با نامهای اصیل ایرانی چند نفر 13. تعدادی پلیس، معتاد اهالی و كسبه محل به مقدار لزوم طرز تهیه: ابتدا همه را جز آقای روحانی در یک قابلمه ریخته و سپس خوب بهم میزنیم تا به اندازه كافی بهم بخورند و بهم بریزند. سپس آقای روحانی را بعنوان مشكلگشا وارد میكنیم. بعد از نیمساعت قهرمان داستان را به مسجد و امامزاده میفرستیم تا حدود 100 لیتر آب غوره فرد اعلا تولید كند سرانجام در قابلمه را بر میداریم و جلوی 75 میلیون آدم میگذاریم.