hamidreza
دیگر نمی نویسمت هرکس به چشم هایم نگاه کند تو را خواهد خواند
hamidreza
خواهش می کنم بی حوصلگی هایم را ببخش بدخلقی هایم را فراموش کن بی اعتنایی هایم را جدی نگیر در عوض من هم تو را می بخشم که مسبب همه ی اینهایی
hamidreza
بی خیال است خیلی بیخیال همان کسی که تمام خیال من است
hamidreza
چه درونم تنهاست و در این تنهایی شاخه ی خشک نگاهم گل چشمانت را می جوید
hamidreza
تعجب نکن اگر شعر تازه ای برای تو نمی نویسم هیچ مدادی وقتی خیس میشود نمی نویسد
hamidreza
رفتن بهانه نمی خواهد بهانه های ماندن که تمام شوند کا[!]ت
hamidreza
برای من از دور دست تکان نده من تو را همین نزدیکی گم کرده ام
hamidreza
دور باش اما نزدیک من از نزدیک بودن های دور می ترسم
سلاااااااااااااااااااااااااااام
13 سال و 12 روز و 12 ساعت و 14 دقيقه قبل