hamidreza
دیـگـــر نه اشـک هایــم را خــواهـی دیــد نه التـــمـاس هـــایم را و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی درخـتـی از غــــرور کـاشـتم
hamidreza
دیگر تنها صدایی که در تنهایی هایم به گوش می رسد صدای هق هق گریه هایم است طاقت شنیدش را داری؟
hamidreza
این روزها یا به تو می اندیشم یا به این می اندیشم که چرا به تو می اندیشم
hamidreza
شاید تنها کسی نبودم که دوستت داشتم اما کسی بودم که تنها تو را دوست داشتم
hamidreza
دلتنگی مرض عجیبی است آدم را آرام آرام ناآرام میکند
hamidreza
یه وقتایی دلت می خواد یکی از پشت سر چشماتو بگیره و ازت بپرسه اگه گفتی من کی ام ؟ تو هم دستاشو بگیری و بگی هر کی هستی فقط بمون
hamidreza
هرچقد تنهــاتر می شی احتمال شروع یه رابطه احمقــانه بیشتر میشه
hamidreza
اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند
hamidreza
در خیال من بمان ، اما خودت برو ، آنکه در رویای من است مرا دوست دارد ، نه تو !
hamidreza
به آغوش تو محتاجم , برای حس آرامش برای زندگی با تو ، پر از شوقم ، پر از خواهـش
hamidreza
خوشبختی ملاقات دوباره چشم های توست حتی اگر در نگاه تو تصویری از رویای با هم بودنمان نباشد
hamidreza
قلبم را عصب کشی کرده ام دیگر نه از سردی نگاهی می لرزد و نه از گرمی آغوشی می تپد
hamidreza
زلال ترین شبنم شادی را همیشه بر چشمانت و شیرین ترین تبسم خوشبختی را همیشه بر لبانت آرزو دارم.نه برای امروزت بلکه برای هر روز و هروزت.