hamidreza
من به تو نگاه می کردم و تو به ساعت تو قرار داشتی و من بی قراری
hamidreza
صبر کن برگرد چمدان هایمان اشتباه شده است دلم را به جای خاطراتت بردی !
hamidreza
آنقــدر مرا سرد کرد از خودش از عشق کــه حالا بــه جای دلبستن یخ بسته ام
hamidreza
نه تو دروغگو نیستی من حواسم پرت است گفته بودی دوستم داری بی اندازه خوب که فکر می کنم تازه می فهمم که بی اندازه یعنی چه!
hamidreza
برای خیانت هزار راه هست اما هیچ کدام به اندازه تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست !
hamidreza
چه شوری م یزند دلم وقتی در چشم دیگران اینقدر شیرین می شوی
hamidreza
چه زیبا گفت مترسک وقتی نمی شود به سمتت آمد همین یک پا هم اضافی است
hamidreza
نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد ! امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی !