دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

hamidreza

چی بگم... درباره »
hamidreza
مرد
امتیاز: 2653

دنبال‌شدگان

(865 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(143 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

hamidreza
hamidreza

چه رسم تلخی ست تو ، بی خبر از من و تمام من ، درگیر تو !

hamidreza
hamidreza

دلم می خواهد نامت را صدا کنم یک طور دیگر جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم دلم می خواهد نامت را صدا کنم یک طور که دلت قرص شود که من هستم یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی

hamidreza
hamidreza

هیچگاه به "بی تو بودن ها" عادت نخواهم کرد یا بمان یا...(یا)ندارد"فقط بمان

hamidreza
hamidreza

درد دارد! وقتی می رود... وهمه می گویند: دوستت نداشت...

hamidreza
hamidreza

مقصر تو نیستی من نیستم آن رنگ سفیدی بود که برای کشدینت دستانم را به آن الوده کردم وبرای پاک کردنش دست به دست تو دادم... من آنروز نفهمیدم که ان رنگ سفید همه زندگیم را سیاه میکند.

hamidreza
hamidreza

بعضیا هم مثه هندزفری میمونن ، هارت و پورتشون فقط تو گوش ماست وگرنه واسه بقیه صدای پشه هم نیستن !

hamidreza
hamidreza

چه حق انتخاب قشنگی برایم گذاشتی: یا برو یا نمان سر این دو راهی کدام را انتخاب کنم؟

hamidreza
hamidreza

یاد گرفتم دستانم اینبار که یـــخ کرد دیگر دستانت را نگیرم آستین هایم از تو با ارزشتر و ماندنی ترند

hamidreza
hamidreza

در من تمام توست و در تو تمام آنچه دوست میدارم . . .

hamidreza
hamidreza

رفتی . . . حالا به کی بگویم دلم برایت تنگ است بی وفایم ؟ به کی بگویم دلم هوای آن سینه ی پهن مردانه ات را کرده ؟! تو باید می بودی . . . باید می بودی و دستان مرا می گرفتی و من در حصار بازوانت غرق در عطر تنت می شدم . نه اینکه . . . نه اینکه با رخت سیاه و قلبی مالامال از درد بیایم . . . بر سر مزارت . . . دست بکشم . . . و بگویم . . . ” عزیزکم یادت در این دل دیوانه همیشه بی قراری می کند ”

hamidreza
hamidreza

از اینکه بعضیا نمیان سمتت ناراحت نشو ، ایراد از تو نیست ! مگس هیچوقت سمت گل نمیره ؛ همیشه میره سمت یه چیزی مث خودش !

hamidreza
hamidreza

قول داده اَم… گاهـــی هَر اَز گاهـــی فانـــوس یادَت را میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛ هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره میان این کوچـه های تاریک پَرسـه میزَنـَم اَما بـه هیچ سِتاره‌ی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد… خیالَت راحَت !

hamidreza
hamidreza

هَـمیشه بـآید کَسـی باشد کـــہ مــَعنی سه نقطه‌هاے انتهاے جمله‌هایَتـــ را بفهمد هَـمیشه بـآید کسـی باشد تا بُغض‌هایتــ را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد بـآید کسی باشد کـــہ وقتی صدایَتــ لرزید بفهمد کـــہ اگر سکوتـــ کردے، بفهمد کسی بـآشد کـــہ اگر بهانه‌گیـر شدے بفهمد کسی بـآشد کـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردے برای رفتـن و نبودن بفهمد به توجّهش احتیآج داری بفهمد کـــہ درد دارے کـــہ زندگی درد دارد بفهمد کـــہ دلت برای چیزهاے کوچکش تنگــ شده استــ بفهمد کـــہ دِلتــ براے قَدمــ زدن زیرِ باران تنگــ شده استــ همیشه باید کسی باشد همیشه ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
hamidreza
hamidreza

فرقی ندارد سقفی بالای سرم باشد یا نه وقتی چهار دیواری دستانت مال من است

hamidreza
hamidreza

❤زندگی به من آموخت چگونه اشک بریزم… ولی اشک نیاموخت چگونه زندگی کنم…