hamidreza
تمام سهم من از او... "آه"ی سرد است... زانوهایی غم زده در بغل... و فکری آزرده... در انتظار گذر زمان و زمزمه ی جمله ی "این روزها نیز میگذر..."
hamidreza
از مرگ نمیترسم!!!!!!فقط نگرانم در شلوغی آن دنیا رفقی مثل توراپیدا نکنم!!
hamidreza
گه تونستی پرکلاغها رو سفید کنی،برف رو سیاه کنی،یه بوسه به آتش بزنی و زیر آب یه نفس عمیق بکشی،..اون موقع من میتونم فراموشت کنم
hamidreza
خنده هاى تو آرزوهاى من اند بخند تا برآورده شوند....
hamidreza
ﻧـــﮕﺎﻫــﺖ ﺑـــﻪ ﺁﻥ ﺑـــﺎﻻ ﺑـــﺎﺷـﺪ تــــﺎ ﺩﻟـــﺖ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻫـــﺎی ﺍﯾـــﻦ ﭘــــﺎﯾــﻴــﻦ ﻧــــﮕـــﻴـﺮﺩ…
hamidreza
انگار تو نسخه ما نوشتن: تا میتونید غصه بخورید. براتون خوبه....
hamidreza
بدترين نوع دلداري اينه كه بهت بگن........ قسمت نبود...........همين
hamidreza
بعضی آدم ها فقط لیاقت خاطره شدن رو دارن ؛بعضی ها لیاقت همونم ندارن
hamidreza
برایم تعریف کن هرگز فراموش نشدن چه حالی دارد
hamidreza
تو تکراری ترین ” حضور ” روزگار منی و من عجیب ؛ به آغوش تو از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام . . .
hamidreza
تنهایی یعنی شب که میخوای بخوابی به گوشیت میگی شب بخیر …