haniye sh
از همون لحظه که رفتی ...دیگه زندگی نکردم...
haniye sh
من تشنه مثل خورشید...بی سرزمین تر از باد...تهی تر از ترانه...بی پرده مثل فریاد...تنهاتر از سکوتم...روشن تر از ستاره...عاشق تر از همیشه...با من بخون دوباره...
haniye sh
تو مرا فریاد کن ای هم نفس...این منم آواره ی فریاد تو...این فضا با بوی تو آغشته است...آسمانم پر شده از یاد تو....
haniye sh
زندگی رسم خوشایندیست...زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ...پرشی دارد اندازه ی عشق...زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود...............................................................زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد........
haniye sh
چقدر سخته دلت بخواد...سرتو باز به دیواری تکیه بدی که...یک بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت...له شده...
haniye sh
بدترین شکل دلتنگی این است که در کنار او باشی ...ولی بدانی که هرگز به او نخواهی رسید...