سحر
رفتن هميشه راه نيست / وقتي که سينه اي پر آه نيست / شکستي تو دل من / آيا اين گناه نيست ؟
سحر
دل نزد تو است اگرچه دوري ز برم / جوياي تو ام اگر نپرسي خبرم / خالي نشود خيالت از چشم ترم / در قلب مني اگرچه جاي دگرم
سحر
قسم خوردم هميشه با تو باشم / در اين دنيا فقط مال تو باشم / اگر ماندي در اين دنيا عاشق / من هم به خاطر تو زنده باشم
سحر
سلام به همگی...اینجور که معلومه من اومدم
سحر
سلااااااااااااااااام سلاااااااااااااااااااااام
سحر
اگر نهایت دوست داشتن در قطره های باران است پس دریاها رو به تو تقدیم میکنم...خدانگهدار همگی
سحر
برام عادت شده اینکه، تو باشی تووی هر لحظه ام