سحر
کاش یکم بارون بگیره.... کاش فراموشت کنم من... اما دیره
سحر
کاش گُلاتو میسوزوندم.... کاش میرفتم نمی موندم... اما موندم
سحر
کاش ندونی که نگاهم خیره مونده به نگاهت... کاش ندونی که همیشه موندگارم چشم به راحت.... کاشکی احساسمو عشقت دیگه می مُرد
سحر
کاش ندونی که دلم واسه چشات پر میزنه... کاش ندونی که میاد هر روز بهت سر میزنه.... کاشکی بارووون غمت منو می بُرد
سحر
کاش ندونی بیقرارم.... کاش اصلاً دوست نداشتم.... اما دارم
سحر
کاشکی چشمامو میبستم... کاشکی عاشقت نبودم..... اما هستم
سحر
اخبار ايران 50 سال بعد...
سحر
عاشقت خواهم ماند ..بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت.. بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت... بی هیچ گمانی گوش خواهم داد.. بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست.. بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد، بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد
سحر
من آن ابرم که می خواهد ببارد/ دل تنگم هوای گریه دارد/ دل تنگم غریب این در و دشت/ نمی داند کجا سر می گذارد
سحر
همه رفتند از این خانه ولی غصه نرفت ، این یار قدیمی چه وفایــی دارد …
سحر
آنروز که کارِ همه میساخت خداوند... ما دیر رسیدیم و، به جائی نرسیدیم