سحر
عشق يعني رفتن از شهر بهار / با دو چشم تر به سوي روزگار / عشق يعني بي وفايي هاي يار / عشق يعني سالها در انتظار
سحر
رفتن هميشه راه نيست / وقتي که سينه اي پر آه نيست / شکستي تو دل من / آيا اين گناه نيست ؟
سحر
شب ساعت ابري مرا داد به تو / افتاد نگاه خسته ي باد به تو / باران زد و خيس شد تن خاطره ها / باران زد و باز يادم افتاد به تو
سحر
ميدوني مترسک به کلاغ چي گفت ؟ گفت هرچي ميخواي نوکم بزن ، ولي تنهام نزار
سحر
بچه ها من یه سوال: امین مجنون اومده اینجا؟؟؟؟
سحر
سلااااااااااااام سلااااااااااااااااااااام
سحر
من برم که شب بیام.....خدانگهدار همگی
سحر
دل نزد تو است اگرچه دوري ز برم / جوياي تو ام اگر نپرسي خبرم / خالي نشود خيالت از چشم ترم / در قلب مني اگرچه جاي دگرم
سحر
خواندمت گل تا بداني از هزاران گل سري / يک جهان گل ديده ام اما تو چيز ديگري
سحر
منم اوومدمااااااااااااااااااااااااااااااااا
سحر
صد بهارانم بي تو سخت تر از يک زمستان است
سحر
قسم خوردم هميشه با تو باشم / در اين دنيا فقط مال تو باشم / اگر ماندي در اين دنيا عاشق / من هم به خاطر تو زنده باشم