سحر
مراقبه نه سفري در فضاست و نه سفري در زمان بلكه يك بيداري آني است . اگر بتواني همين الان خاموش باشي اين ساحلي ديگر است اگر اجازه دهي ذهن متوقف شود و از كار بيفتد اين ساحلي ديگر است
سحر
زندگي مانند صفحه اي سفيد است كه هرچه بر آن بكشي همان ميشود! ميتواني شادي يا بدبختي را در آن رسم كني! تمام عظمت وجود انسانيت در اين آزادي عمل است!
سحر
آسمان بی زمین تهی خواهد بود، آسمان بی زمین نمیتواند بخندد. زمین بی آسمان میمیرد. هر دو در کنار هم - و رقص متولد میشود. زمین و آسمان در کنار هم میرقصند - و خنده است و شور و نشاط، جشن آغاز میگردد
سحر
وقتی ذهن میشناسد آن را دانش میخوانیم، وقتی دل میشناسد آن را عشق مینامیم و آنگاه که وجود میشناسد آن را مراقبه می نامیم
سحر
زندگی را قدر بدان، حرتمش را نگهدار. هیچ چیز مقدس تر از آن نیست، هیچ چیز ملکوتی تر از آن نیست
سحر
حقیقت تنها به نافرمانان رخ مینماید، و شورشی محکوم به زندگی سراسر خطر است
سحر
از آنچه میگریزی، بیشتر و بیشتر به سوی آن جلب میگردی. ذهن تو این سو و آن سو به دنبال اوست
سحر
حقیقت راز گشایی است. وجود دارد. نیازی به اختراع آن نیست، باید کاشف آن باشی
سحر
تنهایی جایی است که دیگری را از دست میدهی. یگانگی هنگامی است که خود را در میابی
سحر
سلااااااااااام بر همگی....نماز و روزه هاتون قبول
سحر
▪ نیجر: سیاه(لاتین)
▪ نیجریه: سرزمین سیاه(لاتین)
▪ واتیکان: گرفته شده از نام تپه ای به نام واتیکان(اتروسکی)
▪ ونزوئلا: ونیز کوچک
▪ ویتنام: اقوام «ویت» جنوبی(ویتنامی)
▪ ویلز: بیگانگان(ژرمنی)
▪ هلند: سرزمین چوب(آلمانی)
▪ هند: پر آب(فارسی باستان)
▪ هندوراس: ژرفناها(اسپانیایی)
▪ یمن: خوشبخت
▪ یونان: سرزمین قوم «یون»
سحر
▪ سریلانکا: جزیره باشکوه(سانسکریت) ▪ سلیمان جزایر: از نام حضرت سلیمان ▪ سوئد: سرزمین قوم «سوی» ▪ سوازیلند: سرزمین قوم سوازی ▪ سوئیس: سرزمین مرداب ▪ سودان: سیاهان(عربی) ▪ سوریه: سرزمین آشور(سامی) ▪ سیرالئون: کوه شیر ▪ شیلی: پایان خشکی- برف(از زبان بومی آنجا) ▪ صحرا: بیابان(عربی) ▪ صربستان: سرزمین قوم صرب(یوگسلاوی: سرزمین اسلاوهای جنوب) ▪ عراق: شاید ازایراک به معنای ایران کوچک(فارسی) ▪ عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است. سعود یعنی خوشبخت. ▪ فرانسه: سرزمین قوم فرانک(از اقوام سلتی)
سحر
▪ ایرلند: سرزمین قوم ایر(شاید هم معنی با آریا)(انگلیسی)
▪ ایسلند: سرزمین یخ(ایسلندی)
▪ بحرین: دو دریا(عربی)
▪ برزیل: چوب قرمز
▪ بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان(لاتین)
▪ بلژیک: سرزمین قوم بلژ(از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالا معنی زهدان و کیسه می داده است.
▪ بنگلادش: ملت بنگال(بنگلادشی)
▪ بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار(از زبان های موره - دیولا)
▪ بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین
▪ پاراگوئه: این سوی رودخانه
▪ پاکستان: سرزمین پاکان
▪ پاناما: جای پر از ماهی( کوئوا)
▪ پرتغال: بندر قوم گال(از اقوام سلتی)(لاتین)
▪ پورتوریکو: بندر ثروتمند(اسپانیایی)