سحر
داشتم اشک هایم را روی نامه ای عاشقانه با قطره چکان جعل می کردم ، خاطرم آمد شاید دلتنگ خنده هایم باشی ببخش اگر این روز ها عشق با گریستن اثبات می شود …
سحر
امشب تمام گذشته ام را ورق زدم : پر از لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری ، دلتنگی افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن …. چیزی نیافتم . نفرین به بودن وقتی با درد همراه است
سحر
دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده و تنهاییم را چشیده…
سحر
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد … دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…
سحر
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم، شنیدن صدایش را حسرت می کشد …
سحر
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد… دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…
سحر
دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند… دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …
سحر
دلم برای کسی تنگ است که دلتنگ است… دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …
سحر
میگه امتحانِ چی داری؟؟؟میگم وصایا,,,میپرسه وصایای امام؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــ... وصایای الیزابت تیلور ...
سحر
چقدر در تاریکی مشق ِ رفتن کنم؟ بیا و تکلیف مرا روشن کن!
سحر
نمی گذاشتم به آسانی دلم را ببری، اگر می دانستم بعد از تو زندگی کردن چقدر دل می خواهد !!؟
سحر
تابستان که میشود دلم شور میزند …… نکند طعم گیلاس های بازار مرا از خاطرت ببرد!