سحر
نفرین به عشق به عاشقی .نفرین به بخت و سرنوشت . به اون نگاه که عشقتو . تو سرنوشت من نوشت . نفرین به من نفرین به تو . نفرین به عشق من و تو . به ساده بودن منو . به اون دل سیاه تو……….
سحر
ذهن را درگیر با عشقی خیالی کرد و رفت/ جمله های واضح دل را سوالی کرد و رفت/ چون رمیدن های آهو ناز کردن های او/ چشم و دستان مرا حالی به حالی کرد و رفت
سحر
دلم می خواست بهانهای باشی برای فراموش کردن همه چیز… اما حالا دلم میخواهد بهانهای باشد برای فراموش کردن” تو” !…
سحر
دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است/ شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است
سحر
یکی محبت میکنه و یکی ناز میکنه ! اونی که ناز میکنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست
سحر
یک نصیحت: مواظب خودت باش! یک خواهش: اصلاً عوض نشو! یک آرزو: فراموشم نکن! یک دروغ: تورو دوست ندارم!!، یک حقیقت: دلم برات تنگ شده
سحر
یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که همیشه به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم نمیره . . . این یادت نره . . .