سرکلاس برنامه نویسی به استاد گفتم داریم با بچه ها رو یه پروژه ی طراحی ویندوز کارمی کنیم بنده خدا نیشش تا بناگوش بازشداما همزمان پرسید:ویندووووز؟!!خب به کجاها رسیدین؟!گفتم فعلا چندتا بک گراند قشنگ طراحی کردیم تا ببینیم بعد چی میشه ناگفته نمونه که با 12پاسم کرد
کلاس اول دبستان بودم..از این آبمیوه چندمیوه ها (ساندیس)، زنگ تفریح بازکردم نصفشوخوردم که زنگ خورد،منم بقیشو گذاشتم توی کیف،رفتم سرکلاس...وقتی اومدم خونه درکیفمو بازکردم همه کتابام آبمیو ای شده بود...هرچی هم گشتیم که بازبخریم پیدا نکردیم،بعد با پسرعموم نشستیم ورق ورق کتابارو اتو زدیم...یه همچن بچه باهوشی بودم از همون بچگی
یه جا یه پست زدم که چرا هعی این احسان علیخانی رنگ عوض میکنه.... یه روز قرمز میپوشه امروزم که یه کت سبز پوشیده بود ... خلاصه هر چی دخدر بودن ریختن سرم که در مورد احسان درست صحبت کن... من از تعجب شاخ در آوردم بگید چرا پریشب همه خانوما سرش ریخته بودن که چرا تو به ما گفتی ما نمیتونیم کارای مردا را انجام بدیم این بنده خدا را به غلط کردن انداختن اونوقت توی اون پست میگن در مورد احسان درست صحبت کن
بعضیا هستن، به همه دل داری میدن، روزایی که حالشون خوبه نمیتونی کنارشون باشی و نخندی، اگه بهش بگی مشکل داری،تا پای جون کنارت میمونه..... همیشه همه کنارش احساس ارامش میکنن.... اما.... کسی از غم هاش خبر نداره... هیشکی ارومش نمیکنه... روزی اگه بفهمی چه مشکلاتی داره.... تا چند روز براش گریه میکنی... این ادم ها خیـــــــلــــی تنهان.... با خنده هاشون به شما باج میدن.... این ها رو تنها نزارید وقتی ارومتون میکنن.......

13 سال و 1 ماه و 24 روز و 7 ساعت و 4 دقيقه قبل
نخند من با 12پاس شدم 
13 سال و 1 ماه و 21 روز و 22 ساعت و 6 دقيقه قبل